X
تبلیغات
مطالب علمی
قالب وبلاگ
مطالب علمی
اطلاعات علمی و به روز دنیا  

کدهای مخفی کامل گوشی نوکیا 

#06#*

سریال نامبر گوشی را نشان میدهد ( IMEI )

#92702689#*

نمایش : سریال نامبر گوشی ، تاریخ ساخت ، تاریخ فروش ، تاریخ آخرین تعمیرات ( 0000 به معنای نداشتن تعمیر قبلی) برای خروج از این صفحه باید گوشی را خاموش و دوباره روشن کنید.

#3370*

با این کد شما از حالت EFR استفاده خواهید کرد که باعث میگردد از حداکثر کیفیت صدای گوشی برخوردار شوید اما در عوض مصرف باطری شما کمی بالاتر خواهد رفت

#3370#

حالت EFR را غیر فعال میسازد.

#4720#*

گوشی را در حالت کیفیت صدای پائین قرار میدهد و در عوض مصرف باطری شما درحدود 30 درصد کاهش میابد.

#4720#*

حالت قبل را غیر فعال میسازد.

#0000#* و یا #9999#*

ورژن سیستم عامل گوشی

[ سه شنبه بیست و چهارم دی 1392 ] [ 10:12 ] [ ولی جهانشاهی ]

رشته کارشناسی علوم آزمایشگاهی زیر شاخه‌ای از گروه پزشکی است که به دانش آموختگان درا ین دوره مباحث علوم پایه پزشکی , مباحث عملی و تئوری علوم آزمایشگاهی پزشکی و برخی از دروس علوم پایه اموزش داده می شود. آنچه که باعث اهمیت ویژه این رشته در علوم پزشکی شده است نقش مهم آن در تشخیص، درمان پیشگیری و پیگیری بیماریهای مختلف است. به همین دلیل این رشته از رشته‌های شاخص دانشگاه‌های علوم پزشکی می باشد. از این گذشته سهم بسزای گرایش‌های مختلف علوم آزمایشگاهی در پیشرفت‌های چشمگیر و روز افزون فن آوری‌های بیوتکنولوژی ، ژنتیک و تست‌های تشخیصی جدید بر اهمیت این رشته می افزاید.

فارغ‌التحصیل این رشته با نمونه‌برداری از نمونه‌های بیولوژیک مانند خون، ادرار و مدفوع و ... و آماده‌سازی نمونه‌ها و آزمایش‌های مختلف بیوشیمی ، هماتولوژی ، میکروبیولوژی و ... سر و کار دارد و همچنین می‌تواند آزمایش‌های تخصصی هورمون‌شناسی ، ایمونولوژی و سایر تست‌های تخصصی را انجام دهد و مسؤول بخش‌های مختلف یک آزمایشگاه تشخیص طبی مانند بخش نمونه‌برداری، بیوشیمی ، هورمون‌شناسی، ایمونولوژی و… و یا سایر بخش‌های آزمایشگاه‌های غیر پزشکی مانند برخی بخش‌های آزمایشگاه‌های صنایع غذایی ، دارویی و یا صنعتی و کارخانه ای شود .

تاریخچه : تا سال ۱۹۷۶ رشته علوم آزمایشگاهی با نام Medical Technology خوانده می شد و پس از آن به Medical Laboratory Sciences تغییر نام داد و امروزه نیز در اکثر دانشگاههای دنیا با همین نام و یا Clinical Laboratory Sciences خوانده می شود. تا قبل از انقلاب فرهنگی در ایران دوره‌های چهار ساله کارشناسی پیوسته دایر بود که بعد از آن به شکل کاردانی و دکترای حرفه‌ای تغییر یافت واز سال ۱۳۷۲ تا سال ۱۳۸۶ مقاطع کاردانی و کارشناسی ناپیوسته این رشته در دانشگاهها ارائه میگردید. از سال ۱۳۸۷ به بعد نیز این رشته در مقطع کارشناسی دانشجو می پذیرد.

توانایی‌های لازم : رشته علوم‌آزمایشگاهی یک رشته عملی است و جوانانی که علاقه‌مند به کار عملی هستند و نسبت به نمونه‌های مختلف بدن حساس نیستند، در این رشته موفق می‌شوند. در ضمن لازم است که دانشجو به دروس شیمی و زیست‌شناسی علاقه‌مند باشد. گفتنی است که رشته علوم‌آزمایشگاهی در کشور ما تا مقطع دکترای تخصصی (PHD) در گرایش‌های مختلف علوم آزمایشگاهی به صورت ناپیوسته دانشجو می‌پذیرد.

درس‌های این رشته در طول تحصیل : دروس پایه‌: فیزیک عمومی، فیزیک کاربردی، شیمی عمومی، بیوشیمی عمومی، فیزیولوژی، زیست‌شناسی، آناتومی‌ ، زبان عمومی . دروس تخصصی‌: مقدمات علوم آزمایشگاهی، شیمی و میکروبیولوژی مواد غذایی، زبان تخصصی، انگل‌شناسی پزشکی ، حشره‌شناسی پزشکی، قارچ‌شناسی پزشکی، ویروس‌شناسی پزشکی، ایمنی و سرم‌شناسی، باکتری‌شناسی پزشکی، خون‌شناسی، بانک خون،هورمون شناسی، بیوشیمی بالینی و پزشکی ، بافت‌شناسی، آسیب‌شناسی پزشکی، زیست‌شناسی مولکولی ، ژنتیک و کارآموزی‌ (والبته یکسری دروس دیگر).

طرح نیروی انسانی : طبق مصوبات وزارت بهداشت - درمان و آموزش پزشکی، فارق التحصیلان علوم آزمایشگاهی ( کلیه مقاطع ) نیز مانند برخی از رشته‌های علوم پزشکی موظفند نصف طول مدت تحصیل، طرح نیروی انسانی را طی نمایند، قابل ذکر است که گذراندن طرح در یکی از مقاطع، فرد را از گذراندن طرح در مقاطع بالاتر این رشته معاف می گرداند.

( این طرح در یکی از مراکز تحت پوشش دانشگاه های علوم پزشکی مانند آزمایشگاههای مرکزی ، بیمارستانها و در برخی موارد دانشگاه ها که اعلام نیاز کرده است انجام می پذیرد )

زمینه‌های اشتغال : فارق التحصیلان این رشته می توانند در زمینه درمانی – بهداشتی – آموزشی – پژوهشی و تشخیصی در مراکز زیر اشتغال یابند: مراکز آموزشی – درمانی و بهداشتی وابسته به دانشگاه‌های علوم پزشکی، بیمارستانها و آزمایشگاه‌های تشخیص طبی خصوصی ، بیمارستان‌های وابسته به سازمان تامین اجتماعی و بیمه خدمات درمانی، پزشکی قانونی، مراکز سازمان انتقال خون، مراکز پژوهشی – تحقیقاتی دولتی و خصوصی، آزمایشگاه‌های صنایع دارویی و غذایی و. . .

موقعیت شغلی در ایران : رشته علوم‌آزمایشگاهی از جمله رشته‌هایی است که بازار کار نسبتاً خوبی دارد ( البته در شهرهای مختلف و اینکه متقاضی استخدام در چه نوع آزمایشگاهی باشید متفاوت است ) . زیرا امروزه جامعه ما به امر بهداشت و سلامتی پی برده است و بی شک بدون استفاده از آزمایشگاه‌های تشخیص طبی حفظ سلامت جامعه و جلوگیری از شیوع بیماری‌های عفونی و آلرژی‌ها یا مبارزه با بیماری‌های ژنتیکی امکان‌پذیر نیست‌.

مقطع کارشناسی ارشد : فارق التحصیلان مقطع کارشناسی علوم آزمایشگاهی می توانند از طریق آزمون کارشناسی به کارشناسی ارشد در گرایش‌های زیر ادامه تحصیل دهند : بیوشیمی بالینی، خونشناسی، انگل شناسی، میکروب شناسی، قارچ شناسی، ویروس شناسی، ژنتیک انسانی، ایمونولوژی، بیوتکنولوژی، فیزیولوژی ، سم‌شناسی و سایر رشته هایی که طبق مصوبات مجوز ادامه تحصیل در آن را دارد .

مقطع PHD : فارق التحصیلان کارشناسی ارشد با شرکت در آزمون کارشناسی ارشد به PHD می توانند در گرایش‌های مذکور شرکت نمایند.

بزرگداشت علوم آزمایشگاهیان تشخیص طبی کشور : از ۳۰ فروردین ۱۳۸۲ که اولین بزرگداشت حکیم فرزانه و دانشمند برجسته ایرانی، سید اسماعیل جرجانی، بنیانگذار علم آزمایشگاه برگزار گردید، این روز به عنوان روز بزرگداشت علوم آزمایشگاهیان تشخیص طبی تعیین شد و هر سال انجمن‌ها و تشکل‌های علوم آزمایشگاهی این روز را گرامی می دارند.

این رشته از آن جهت که بسیار حساس و تعیین کننده در سلامت جامعه و بسیار کمک کننده در تشخیص پزشکان می‌باشد ، نقشی بسیار کلیدی و مهم در عرصه پزشکی ایفا میکند. و دانشجویان این رشته بایستی به این باور برسند که کاری بسیار حساس و دقيق را انتخاب نموده اند وبایستی خود را به صورت یک قطب و قدرت علمی در بیاورند و تا جایی که می توانند بر اطلاعات علمی خود بیفزایند.

گفتنی است که رشته علوم‌آزمایشگاهی در کشور ما تا مقطع کارشناسی به صورت ناپیوسته دانشجو می‌پذیردو پس از آن فرد می تواند در دیگر گرایش‌های این رشته اعم از بیوشیمی وهماتولوژی و غیره ادامه تحصیل دهد.

همچنین در ایران روز 30 فروردین به عنوان روز علوم آزمایشگاهی (روز بزرگداشت حکیم جرجانی) نامیده شده است . هرچند این روز چندان برای مسئولان به چشم نمی آید!

 

 

از آنجا که مهمترین محل اشتغال فارغ‌التحصیلان این رشته، آزمایشگاههای تشخیص طبی است، به معرفی بخش‌های مختلف یک آزمایشگاه تشخیص طبی پرداخته می‌شود.
بخش‌های موجود در یک آزمایشگاه تشخیص طبی عبارتند از:

  • بخش پذیرش و جواب دهی.
  • بخش نمونه برداری.
  • بخش بیوشیمی.
  • بخش هماتولوژی و بانک خون.
  • بخش میکروب شناسی و قارچ شناسی.
  • بخش انگل شناسی و ادرار.
  • بخش هورمون شناسی.
  • بخش سم شناسی و گاز‌های خونی.
  • بخش پاتولوژی و ستیولوژی.
  • بخش ایمونولوژی.

درباره تأسیس آزمایشگاه تشخیص پزشکی گفتنی است که درحال حاضر بر اساس مجوز وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی، کسانی حق تأسیس آزمایشگاه تشخیص پزشکی دارند که در یکی از رشته‌های پاتولوژی یا علوم آزمایشگاهی دارای درجه دکترای حرفه‌ای باشند.
کسانی که دارای تخصص پاتولوژی هستند افرادی هستند که دارای درجه دکترای حرفه‌ای پزشکی هستند و افراد دیگر که دارای درجه دکترای حرفه‌ای علوم آزمایشگاهی یا آزمایشگاه بالینی هستند، افرادی هستند که در گذشته در رشته‌های مختلف پزشکی مثل
باکتری شناسی ، بیهوشی و. . . تحصیل کرده‌اند و اکنون تحصیلاتی در حد دکتری دارند و یا کسانی هستند که در گذشته در رشته علوم آزمایشگاهی مدرک دکترای حرفه‌ای گرفته‌اند.
این رشته از نظر کاربرد و بازارکار، یکی از رشته‌های خوب گروه پزشکی است. زیرا با توجه به توسعه و اهمیت امر بهداشت و زمینه مناسب کاری، اغلب فارغ‌التحصیلان این رشته به راحتی وارد بازارکار می‌شوند.

 

[ پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1392 ] [ 10:18 ] [ ولی جهانشاهی ]

بسمه تعالی

"عشق و تحول آن"

عشق پدیده ای است که از دیرباز ذهن انسان را به خود مشغول کرده است و دانشمندان حوزه های گوناگون به نوعی به تحلیل این پدیده در انسان پرداخته اند و شاید کمتر پدیده ای وجود داشته باشد که توانسته باشد به اندازه ی عشق در حوزه های مختلف ادبیات ، هنر ، فلسفه ، عرفان ، جامعه شناسی ،             روان شناسی ،... خود را نمایان ساخته باشد در این مقاله سعی بر آن است که عشق را از دیدگاه روان شناسی مورد بررسی و تبیین قرار دهیم.

عشق در همه ی جوامع بطور یکسان تعریف نمی شود از یک طرف جوامعی قرار دارند که جذابیت عشقی را نا بهنجاری یا مصیبت بار تلقی می کنند مثل جوامع ژاپن و چین و از طرف دیگرجوامعی وجود دارند که ازدواج بدون عشق را دیوانگی می دانند مثل جوامع آفریقای جنوبی. (وندر زندن، 196،ترجمه گنجی ، 1376)

متخصصان علوم انسانی و روان شناسی در تعریف عشق،اتفاق نظر ندارند.برخی آنرا واکنش فیزیولوژیک، بعضی آن را واکنش شیمیایی و برخی دیگر آنرا با استفاده از اصطلاحات و صفات روانشناختی مثل تعهد توصیف و تبیین کرده اند.(وندر زندن 1376)

الف: عشق بعنوان یک واکنش فیزیولوژیک:

برای برخی از مردم، عشق عبارت است از یک حالت بی قراری فیزیولوژیکی که بر اثر تحریک جنسی، شور، اضطراب، احساسات گنهکاری، تنهایی، خشم، ابهام و ترس بوجود می آید و این واکنش های فیزیولوژیک نامشخص به این خاطر عشق محسوب می شوند که مردم آنها را عشق نامگذاری                    کرده اند.(وندر زندن 1996، ترجمه ی گنجی1376)

ب: عشق بعنوان یک واکنش شیمیایی:

به عقیده ی میکائیل آر. لیو بویتز (Michael R.Liebowitz) عشق بر پایه ای استوار است که ماهیت شیمیایی منحصر به فرد دارد. مثلا فنیل تیلامین (Phenyl thy Lamine) که به مقدار زیاد در برخی از مراکز مغز تهیه می شود می تواند زنجیره ای از فعالیتهای عصب شیمیایی ایجاد کند و بر اثر آن احساسی شبیه آنچه آمفتامین ها تولید می کنند، بوجود می آورد. در میان این رویدادها،عشق قوی ترین عامل فعال کننده ی مراکز لذت مغز است. (وندر زندن 1996، ترجمه ی گنجی 1376)

ج: عشق بعنوان یک پدیده ی روان شناختی:

عده ای سعی کرده اند که به عشق معنای روان شناختی بدهند در زیر ما نظرات چندی از دیدگاه روان شناختی به عشق را مطرح می کنیم:

1-   نظریه ی رابین:

زایک رابین(Zick Rubin) روان شناس اجتماعی، برای پاسخ دادن به این سوال که "چه تفاوتی بین عشق وزیدن و دوست داشتن وجود دارد؟" در سال 1970 یک پرسشنامه ی خودسنجی که شامل دو مقیاس بود تهیه کرد: یکی مقیاس دوست داشتن (Liking Scale) و دیگری مقیاس عشق ورزیدن (Love Scale)

رابین در بررسی هایش با مقیاس های دوست داشتن و عشق ورزیدن به این نتیجه رسید که عشق و دوست داشتن یکی نیستند. رابین سه عامل تعیین کننده در عشق تشخیص داد: 1-دلبستگی: شرط محبت کردن و بودن با فردی دیگر. 2- فداکاری:ارزش گذاری نیازها و خوشی های دیگران به قدر نیازها و خوشی های خود. 3- صمیمیت(تعقل): به اشتراک گذاشتن افکار، احساسات و تمایلات خصوصی خود با فرد دیگر.(وندر زندن 1996، ترجمه ی گنجی1376، وراس 1992، ترجمه ی  جمالفر 1373)

2-   نظریه هاتفیلد:

به عقیده ی هاتفیلد دو نوع اصلی عشق وجود دارد که به عنوان یک مفهوم سازی معتبر از عشق بدون توجه به سن، جنس و فرهنگ در تحقیقات گسترده ای پذیرفته شده است که عبارتند از: 1- عشق پر شور(شهوانی) (Passionate Love): به عقیده ی هاتفیلد، عشق پرشور عشقی گذراست و معمولا بین 6 تا 30 ماه بیشتر دوام نمی آورد این عشق هنگامی برانگیخته می شود که انتظارات فرهنگی مشوق عاشق شدن باشند یا هنگامیکه که فردی با ایده های پیش پنداشته شما در مورد معشوق ایده آل مطابقت داشته باشد و یا هنگامیکه فرد دیگر باعث تحریک فیزیولوژیکی فرد شود. این عشق هیجان پر حرارتی است که تمایل شدید و مدت دار برای پیوند با دیگری دارد.

2-  عشق رفاقتی(دلسوزانه) (Companionate Love) . عشق شهوانی ایده آل، سپس به عشق دلسوزانه که شدتش کمتر اما با دوام تر است تبدیل می گردد این عشق، احساس گرم عاطفه و مهربانی است که مردم، نسبت به افرادی که زندگی هایشان واقعا به آنها وابسته است، احساس          می کنند.

عشق در مردان، پرشورتر و شهوانی تر از عشق در زنان است ولی عشق در زنان، رفاقتی تر از عشق در مردان است.(رفیعی نیا و اصغری،1385)

 

3-   نظریه ی استرنبرگ:

استرنبرگ در سال 1986 نظریه ی مثلث عشق (triangular theory of love) را مطرح کرد.بر طبق این نظریه عشق دارای 3 بعد است :1- بعد صمیمیت(تعلق) ( Intimasy )        

   2- بعد هوس (Passion)           3- بعد تعهد (Commitment)

تعلق: بعد تعلق مستلزم ارتباط و درک متقابل است در این ارتباط به رفاه و آسایش یکدیگر اهمیت می دهند، احساسهای همدیگر را درک کرده و به آن احترام می گذارند و اعتماد دارند که به هنگام نیازمندی می توانند روی یکدیگر حساب کنند.

هوس: این بعد با معاشقه و برانگیختگی جنسی (Excitement) همراه است و شامل نیاز جنسی و ارضای آن رابطه دارد ولی تنها به آن محدود نشده بلکه نیازهایی شبیه پیوندجویی، سلطه گری و عزت نفس نیز ممکن است در آن دخیل باشد.

تعهد: این بعد جنبه ی شناختی مدل مثلث عشق است در این بعد به شناخت اولیه ی عشاق اهمیت داده می شود و به نظر می رسد که جهت فعال نگه داشتن عشق برای مدت طولانی نیاز به تعهد است.

ترکیبات مختلف هر یک از این سه بعد می تواند اشکال مختلفی از عشق را به شرح زیر به وجود آورد:

الف: دوست داشتن: یعنی صمیمیت بدون هوس وتعهد. مثل روابط دوستی در بین دوستان و رفقا.

ب: شیفتگی (Infatuation): یعنی هوس بدون صمیمیت و تعهد. در این نوع از عشق روابط از همان ابتدا بر اساس ارضای نیازهای جنسی بنا نهاده نشده است.

 

ج: عشق پوچ (empty Love): یعنی تعهد بدون صمیمیت و هوس. این نوع رابطه بین دو نفری یافت می شود که زندگی مشترکشان صرفا به خاطر اینکه سرپناهی داشته باشند و یا به خاطر بچه ها دوام می یابد.

د: عشق رمانتیک (Romantic Love): یعنی هوس و صمیمیت بدون تعهد. عشق رمانتیک رابطه ای است که در آن هیچ کدام از طرف رابطه نمی خواهند یا قادر نیستند که نسبت به هم تعهد داشته باشند. هر دو به این امر واقفند که ممکن است رابطه شان به طور ناگهانی قطع شود اما در صورت ادامه داشتن آن را غنیمت می شمرند.

ه : عشق همسری ( Companionate Love): یعنی صمیمیت و تعهد بدون هوس. عشق همسری حکایت از زوجهایی دارد که برای سالیان دراز در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی            کرده اند و در روابط آنها تمایلات جنسی در دراز مدت حالت خسته کننده و کسل کننده شده ولی در عین حال متوقف نشده است.

و: عشق کامل(Consummate Love): یعنی هر سه بعد هوس، تعلق و تعهد وجود داشته و حضور دارد. (راس1992،ترجمه ی جمالفر1373،وندر زندن 1996،ترجمه ی گنجی 1376 و رفیعی نیا و اصغری 1385)

4-   نظریه هازان و شیور:

شیرو هازان روابط عشقی دوران بزرگسالی را تداوم همان روابط دلبستگی دوران کودکی در نظر گرفته اند و معتقند که روابط عاشقانه ی دوران بزرگسالی را می توان به عنوان روابط دلبستگی مفهوم سازی نمود. آنها تشابهات زیادی بین دلبستگی نوزاد به مراتب و عشق رمانتیک بزرگسالی توصیف کرده اند مثل آزادگی به هنگام جدایی و تقرب جویی به هنگام بیماری و خطر . آنها در عین حال به تفاوتهای قابل ملاحظه بین دلبستگی نوزاد و عشق بزرگسالی اشاره نموده که عبارتند از : عشق بزرگسالی شامل رفتارهای جنسی و مراقبت است ، اما در دلبستگی نوزاد – مراقب چنین نیست .

آنها عشق رمانتیک بزرگسالی را به صورت هماهنگی سه نظام رفتاری در نظر گرفته اند :                       1 – دلبستگی  2 – مراقبت   3 – رفتار جنسی .

آنها سه سبک عشق نخستین ( به موازات الگوهای دلبستگی دوران کودکی ) مطرح کرده اند :

الف . عشق ایمن : این افراد در وابسته شدن به دیگران و دلبستگی دیگران به آنها ، راحت هستند و تقرب به دیگران را به راحتی نشان داده و از طرد و یا بیش از حد نزدیک شدن نمی هراسند .

ب . عشق اجتماعی : این افراد در نزدیک شدن به دیگران راحت نیستند و تمایلی برای وابستگی به دیگران ندارند و به دیگران اعتماد نمی کنند .

ج . عشق مضطرب – دوسوگرا : این افراد بیش ار حد به دیگران نزدیک می شوند و پیوسته نگرانند که مبادا شریک عشقی ، آنها را دوست نداشته باشد و یا آنها را ترک کند . ( احدی ، 1385 )

5 – نظریه فرانکل :

از دیدگاه ویکتور فرانکل ، عشق عبارت است از تجربه یار با تمام وحدانیت و تفّرد وی . از دیدگاه فرانکل ، برای اعتبار بخشیدن به یگانگی و تفّرد خویش ، دو طریقه وجود دارد : یکی از راه تحقق بخشیدن به ارزشهای خلاق که راهی فعال است و دیگری طریقه عشق است که راهی فعل پذیر          می باشد .

فرانکل معتقد است که ساختار انسانی سه لایه دارد که این سه لایه در عشق سه نگره متفاوت به خود می گیرند :

1 – لایه اول نگره جنسی است . در این لایه ، ظاهر جسمانی یار از نظر جنسی تحریک کننده می باشد.

2 – لایه دوم نگره شهوانی نسبت به یار ( خاطر خواهی ) است . این نگره معطوف به ویژگیهای روانی یار می باشد ولی این نگره هم ، همانند اولی نمی تواند تا عمق وجود یار نفوذ کند .

3 – لایه سوم نگره عشق واقعی است . این نگره به تنهایی و به عمیق ترین لایه ممکن ساختار شخصی یار نفوذ می کند . در لایه های اول و دوم ، حالتهای جسمانس و خاطر خواهی هر دو گذرا ، موقت و ناپایدارند ولی عشق واقعی چیزی بیشتر از حالت هیجانی است . عشق فعلی ارادی است آنچه عشق اراده می کند ، جوهر شخص دیگر است جوهر در نهایت مستقل از هستی است و به این علت است که عشق پس از مرگ معشوق هم ادامه می یابد .

عشق تنها یکی از راههای ممکن برای پر کردن زندگی از معناست ولی در عین حال بهترین راه هم نیست زندگی بطور نامحدودی سرشار از امکانات برای تحقق بخشیدن ارزشهاست ، تنها نیازمند  یادآوری اهمیت تحقق خلاق ارزشها هستیم . (فرانکل ، ترجمه بهزاد ، 1372 )

6 – نظریه تحلیلی پک :

جوهر اصلی پدیده عاشق شدن فرو ریختن ناگهانی بخشی از مرزهای خود است که در آن فرد این امکان را می یابد تا هویت خود را با دیگری یکی سازد . رهایی ناگهانی از خود و فوران انفجار آمیز خود در وجود معشوق و پایان مهیج تنهایی ، برای اکثر انسانها پرجاذبه و تجربه ای خوشایند در پی دارد . در بعضی موارد ( اما نه در همه موارد ) عاشق شدن عملی واپس گراست . تجربه حل شدن در وجود معشوق به همراه خود بازتابهای دوره ای را دارد که در طفولیت در وجود مادرمان حل                می شویم . فرد عاشق ، همراه با این یکی شدن احساس قدرت مطلق را دوباره تجربه می کند یعنی با یکی شدن با معشوق احساس می کند که بر همه موانع غلبه می کند . اما فرد دیر یا زود در واکنش به مشکلات زندگی روزمره خود را دوباره بازسازی و تیبیت می کند و زمینه های اختلاف عقاید و نظرات ایجاد می شود و هر یک از عاشق و معشوق  به تدریج در خلوت دلهایشان به این واقعیت  پی می برند که با هم یکی نیستند و معشوق علایق ، سلایق ، تعصب و انتخابهای خاص خود را دارد . مرزهای خود یکی پس از دیگری و کم کم بازسازی شده و ترسیم می گردند و به تدریج و یا ناگهانی از عشق فازغ می شوند و یکبار دیگر تبدیل به فردمستقل می شوند و در این مرحله  یا به قطع رابطه اقدام  می کنند ویا بار دیگر عشق ورزی واقعی را می آغازند . ( پک ، ترجمه ادهمی ، 1376 )

7 – نظریه سیستمی عشق :

عشق یک حالت است ، حالتی که گرایش به ترکیب دارد ، گرایشی که « من » را به سوی « ما » رهنمون می سازد . در حالت عشق فرد عاشق به زمان می پیوندد و غم گذشته ها و وحشت آینده را فراموش می کند . نوجوانی که به خانواده ، قبیله و یا ملیت خویش عشق می ورزد ، در حقیقت خود را از زندان فردیت رهایی می بخشد و از طریق پناه بردن به توانائیها ، زیبائیها و ریشه های پایدار سعی دارد خویش را کامل سازد و بدین ترتیب خود را از غم و تهدید ناتوانائیها ، زشتیها و ناپایداریها مصون احساس می کند . لذا عشق فرایند پناه جویی و امنیت طلبی است که به منظور مصونیت از تهدیدها ، خطرات و رفع خلاء ها و نواقص و دستیابی به آرزوها و آمال انجام می پذیرد و از طریق توسعه وسعت « من » موجبات رشد عاشق را فراهم می آورد .

اگر عشق رابه عنوان یک سیستم در نظر بگیریم : دارای درون داد ، فرایند ، برون داد و بازخورد خواهد بود که در زیر به آن می پردازیم :

الف . درون داد سیستم عشق :

1 – نیاز : عشق زمانی بوجود می آید که فرد ضرورت کامل شدن را به عنوان یک نیاز احساس کند البته این نیاز همیشه آگاهانه نیست بلکه می تواند به صورت احساس مبهم یا تنش و ناآرامی برزو کند .

2 – قدرت : پس از نیاز ، طالب عشق بایستی اراده ، قدرت و جرات عشق وری داشته باشد بعبارت دیگر عاشق از طریق اراده و قدرت ، نیاز خود را جهت می بخشد و سختی های راه رشد را تحمل           می کند و با کنترل آن زمینه رشد خود را فراهم می کند .

3 – حرکت : قدرت و اعتماد به نفس مربوط به جهت بخشی نیاز ، موجه حرکت است و به صورت حرکتهای عاشقانه جلوه می نماید حرکتی که در حقیقت عاشق را در مسر رشد قرار می دهد .

4 – آگاهی : وجود آگاهی  سرنوشت عشق را رقم می زند و آثار آن بصورت دقت در شناخت معشوق و تشخیص دقیق پناهگاهی که عاشق به آن روی می آورد ، آشکار می شود . به عبارت دیگر عاشق با استمداد از آگاهیهای خود ، پناهگاه مناسب برای پناهجویی انتخاب می کنند و حرکتهای عاشقانه  خود را نظم می بخشد .

5 – اعتماد : اعتماد در حقیقت زمینه ارتباط را فراهم می آورد و موجب می شود که تکیه و پناه جویی عاشق و معشوق تحقق پذیرد و موانع تکیه و پناه جویی از میان برخیزد .

6 – ارتباط : سرانجام بر اثر فراهم شدن امکانات ، ارتباط بین اجزای فوق بوجود آمده و با مرتبط شدن عناصر یاد شده ، نظام عشق شکل می گیرد . توانایی ، مهارت ، ظرفیت و موقعیتها از عوامل تاثیرگذاری هستند که زمینه برقراری ارتباط بین عناصر سیستم را فراهم می آورند .

ب . فرایند سیستم عشق :

 پس از برقراری ارتباط بین عناصر یاد شده ، نحوه تاثیرگذاری آنها بر یکدیگر و روند ترکیب اجزای مورد اشاره تحت تاثیر ارتباطات اجتماعی ، موقعیت خانوادگی و میزان تطبیق حاصل با ملاکهای محیط ، در صورتی که مجموعه این تاثیرها به ایجاد و شرایط مساعد گردد ، فرایند نظام محبت بر اساس تاثیرگذاری فعال و متقابل بین دو قطب عاشق و معشوق بوجود می آید . در نظام محبت تاثیرگذاری فعال بین دو قطب از آن جهت اهمیت دارد که ارتباط انفعالی نظام محبت را به بن بست می کشاند و موجب می شود که تلاشهای مربوط به ابراز محبت، پاسخهای مناسب را نداشته باشد .

ج . برون داد سیستم عشق :

جلوه های تکاملی ، برخورداری از مهارتهای ظریف ، گرایش به زندگی ، میل به ترکیب و حرکتهای سریع و آسان از برون دادهای سیستم عشق هستند که خود را در قالب سلامت رفتاری عاشق و معشوق و نگرشهای ظریف و احساسات لطیف بروز می دهند .

د . بازخورد سیستم عشق :

وجود انسانهای عاشق موجب می شود که فرهنگ خوداندیشی ، خودبینی ، کینه جویی و دشمن جویی در جامعه دگرگون شده و بازخوردهای  عشق در جامعه و فرهنگ به صورتهای ، پذیرش بیشتر ، انعطاف پذیری ، گذشت ،تفاهم ، ایثار ، همکاریهای داوطلبانه و گرایش به معنویت بروز نماید .

 ( بیانی، 1381 )

8 – نظریه اریک فروم :

از دیدگاه فروم یکی از نیازهای انسان ، نیاز به وابستگی ( relatedness ) است . انسانها به گسستگی بستگیهای نخستین شان از طبیعت و از یکدیگر آگاه هستند می دانیم که یکایک ما جدا وتنها ، ناتوانیم لذا باید در جستجوی بستگیهای نوینی با سایر انسانها باشیم تا جانشین بستگیهای گسسته از طبیعت شود به اعتقاد فروم ، ارضای نیاز وابستگی یا یگانگی با دیگران ، برای سلامت راون حیاتی است . از دیدگاه وی ، راه سالم پیوند جهان راه عشق است . و یکی از جنبه های شخصیت سالم از دیدگاه فروم ، عشق بارور است . عشق بارور لازمه اش رابطه آزاد و برابر بشری است طرفین رابطه می توانند فردیتشان را حفظ کنند ، خود آدمی در عشق به دیگری جذب و گم نمی شود ، در عشق بارور ، خود به جای کاستن ، گسترش و مجال شکفتن می یابد . انسان به احساس وابستگی می رسد اما هویت و استقلالش را از دست نمی دهد .

یافتن عشق بارور از دشوارترین دستاوردهای زندگی است . لازمه عشق تلاش فراوان است و منظور از عشق عاشق شدن نیست ، عشق بارور از چهار ویژگی مهم برخوردار است : توجه ، احساس مسئولیت ، احترام و شناخت .

-    عشق ورزیدن به دیگران یعنی مهر ورزیدن به آنها ، یعنی علاقمندی عمیق به حال و وضعشان و آسان کردن رشد و کمالشان .

-        لازمه توجه ، احساس مسئولیت در پاسخگویی به نیازهای آنها ست .

-        احترام در عشق یعنی محترم شمردن و پذیرفتن فردیت آنها ،  یعنی مهر ورزیدن به آنها برای آنکه و آنچه هستند .

-    و برای محترم شمردن آنها باید آنها را درست و کامل شناخت باید بطور عینی دانست که چیستند و کیستند .(شولتس ، 1977 ، ترجمه خوشدل ، 1375 )

فروم محبت یا عشق را پنج نوع می داند : ( فروم ، ترجمه سلطانی ، 1372 )

1 – عشق پدر و مادرانه : عشق مادرانه طبیعتاً بی قید و شرط است مادر کورک خود را دوست دارند نه به خاطر اینکه کودک پیرو شرایط خاصی بوده یا طبق انتظارات معینی رفتار کرده است ، عشق مادرانه مبتنی بر نابرابریها است یکی به همه یاریها نیاز دارد و دیگری همه آن یاریها را فراهم می آورد و به سبب همین خاصیت نوع پرستانه و فداکارانه است که عشق مادرانه بالاترین نوع عشقها و مقدس ترین پیوندهای عاطفی نامیده شده است . در عوض عشق پدرانه عشق بی قید و شرط نیست اساس آن این است که من تو را دوست دارم برای اینکه انتظارات مرا برآوری ، برای اینکه وظایفت را انجام دهی ، برای اینکه شبیه منی .

در طبیعت عشق پدرانه این حقیقت مستمر است که اطاعت فضیلتی مهم و نافرمانی گناهی بزرگ است که کیفرش بازپس گرفتن عشق است . عشق مادرانه معمولاً نسبت به درماندگان و نیازمندانی که آرزوی بهبود وضع خود را دارند ، اعمال می شود . ( سیاسی ، 1377 )

2 – عشق برادرانه : اساسی ترین نوع عشق ، که زمینه همه عشقهای دیگر را تشکیل می دهد ، عشق برادرانه است منظور از عشق برادرانه همان احساس مسئولیت ، دلسوزی ، احترام و شناختن همه انسانها و آرزوی بهتر کردن زندگی دیگران است . عشق برادرانه عشق به همه ابنای بشر است و صفت مشخص آن عدم استثناست عشق به ناتوانان ، عشق به فقرا و بیگانگان شروع عشق برادرانه است .شکفتن عشق زمانی آغاز می شود که به افرادی عشق بورزیم که نفع و قصدی در آنها وجود ندارد .

3 – عشق جنسی : عشق جنسی ، شوق فراوان به آمیزش کامل به منظور حصول وصل با فردی دیگر است و ماهیت آن طوری است که فقط به یک نفر محدود می شود و عمومی نیست و چه بسا که فریبکارترین نوع عشق است .

البته فروم تردید دارد که این نوع عشق ، با عشق واقعی ارتباطی داشته باشد زیرا عشق حقیقی ارتباط و نزدیکی قلبی است نه رفع حاجت زیستی و لذت جنسی . ( سیاسی ، 1377 )

4 – عشق به خود : بعضی ها چنین می پندارند که عشق به خود نوعی خودخواهی است که البته چنین نظری درست نمی باشد . درست است که انسانهای خودخواه تاوانایی مهر ورزیدن ندارند ولی این افراد حتی قادر نیستند خودشان را هم دوست بدارند . اگر انسان خودش و همه انسانها را به یک اندازه دوست بدارد ، همه انسانها را به منزله یک انسان دوست خواهد داشت . بعبارتی دیگر تا کسی خود را دوست ندارد نمی تواند دیگران را دوست بدارد .

5 – عشق به خدا :

از دیدگاه فروم عشق دینی و یا عشق به خدا هم از احساس تنهایی بشر و غلبه بر جدایی او نشات می گیرد و دارای همان صفات و جنبه های مختلف عشق به انسان است و بطور کامل مستلزم مراقبت ، مسئولیت ، احترام و بخصوص معرفت است و این عشق را برای زندگی ضروری می داند زیرا آدمی باید کمالی را در نظر بگیرد و آرزوی وصل به آن را در سر بپروراند تا به پیشرفت و حل مشکلات خود نائل آید .

( سیاسی ، 1377 و فروم ترجمه سلطانی ، 1372 )

بطور کلی از دیدگاه فروم ، بدون عشق آدمی نمی تواند زندگی رضایت بخشی داشته باشد .

 

تمرین عشق از دیدگاه فروم :

از دیدگاه فروم عشق ورزیدن نوعی هنر است و می توان آنرا آموخت و لذا برای یادگیری این هنر یک سلسله شرایط و قواعد کلی را مطرح می کند که در زیر آمده است : ( فروم ، ترجمه سلطانی ، 1372 )

1 – عشق ورزیدن مستلزم داشتن انضباط در سراسر زندگی است البته انضباطی که بصورت تحویل نباشد مثل بیدار شدن در ساعات معین ، تخصیص دادن ساعات معینی به فعالیتهایی از قبیل تفکر و تامل ، خواندن، گوش دادن به موسیقی ، راه رفتن و زیاده روی نکردن در خوردن و آشامیدن و ....

2 – عشق ورزیدن مستلزم تمرکز است . انسان امروزی چندکار را با هم انجام می دهد که همه اینها مانع تمزکز است مهمترین راه تمرکز ، توانایی تنها بودن با خود است بدون اینکه در آن لحظه کاری انجام دهیم یا کتابی بخوانیم و یا رادیو گوش دهیم و ...

3- عشق ورزیدن مستلزم بردباری است . اگر انسان صبر و حوصله و استقامت نداشته باشد و به دنبال نتایج فوری باشد هرگز نمی تواند هنر عشق ورزیدن را بیاموزد .

4 – عشق ورزیدن مستلزم علاقه شدید است .

5 – عشق ورزیدن مستلزم فائق آمدن بر خود فریفتگی و واقع بین شدن  فرد است . واقع بینی یعنی دیدن اشیاء و مردمان آن طوری که هستند نه آنطوری که زائیده آرزوها ، ترسها و تصورات ما هستند .

6 – عشق ورزیدن مستلزم داشتن ایمان خردمندانه است . ایمان ، به شهامت و توانایی و تن به خطر دادن نیاز دارد و آدمی باید آمادگی آنرا داشته باشد که در دو سرخوردگی را بپذیرد ، ایمان خردمندانه خاصیت باروری دارد یعنی ثمربخش  زندگی کردن فرد با ایمان . ایمان به قدرت و استفاده از قدرت نقطه مقابل ایمان واقعی است .

7 – عشق ورزیدن مستلزم فعال بودن عاشق است .منظور از فعال بودن انجام دادن چیزی نیست بلکه منظور فعالیت باطنی و استفاده ثمربخش از نیروهای خویشتن است . یکی از شرایط عشق ورزیدن فعال بودن در فکر و احساس است یعنی چشمها و گوشها را در سراسر روز باز نگه داشتن و از تنبلی درونی اجتناب کردن.

 

چرا عاشق می شویم ؟

الف – سندرم بازگشت به خانه :

ما غالباً در جستجوی موقعیتهای احساسی مشابه آنچه در کودکی داشته ایم ، هستیم. صرف نظر از اینکه آن تجربیات مثبت یا منفی بوده اند . وقتی فرد کوچک بود ، خانه اش برای وی منبع اصلی عشق و ایمنی بود حتی لگر پر از خشونت و یا هرج و مرج بوده باشد . هنوز هم برای وی خانه بود . جایی که شکم وی را سیر می کرد ، جایی برای خوابیدن داشت و به نوعی توجه دریافت می کرد . بنابراین عشق در ذهن فرد ، خانه را تداعی می کند . به عبارتی این دو در ذهن فرد به هم مربوط هستند و همچنین بر اساس تجربیات دیگر فرد ، خانه نیز به نوبه خود ، سایر ویژگیهای دیگر را در ذهن فرد تداعی می کند مثلاً اگر پدر و مادر مرتب دعوا می کردند فرد خانه را مساوی هرج و مرج می داند اگر به فرد توجه و محبت زیادی نشان        نمی دادند خانه مساوی با تنهایی بوده و یا اگر یکی از والدین فرد آزار دهنده بود خانه مساوی با ترس        بوده است .

 

حال با توجه به قوانین ریاضی :

اگر عشق = خانه و خانه = هرج و مرج ، پس آنگاه عشق = هرج و مرج

اگر عشق = خانه و خانه = تنهایی ، پس آنگاه عشق = تنهایی

اگر عشق = خانه و خانه = ترس ، پس آنگاه عشق = ترس

ذهن فرد هرگونه تداعی معانی را که فرد از خانه دارد ، برابر با عشق گرفته و اینطور نتیجه می گیرد که عشق نیز باید چنین احساسی باشد . اگر خانه برای فرد به معنای احساس هرج و مرج باشد آنگاه ممکن است فرد اشخاص بی ثباتی را جستجو کند تا فرد را در خلق یک رابطه دراماتیک و پرهرج و مرج کمک کند . اگر خانه به معنای تنهایی بود ممکن است فرد کسی را برای عشق خود جستجو کند که به وی محبت و توجه کافی ندهد تا این که بتواند مجدداً در خود احساس تنهایی کند . در این حالت فرد ناخودآگاه ، چیز را انتخاب می کند که برایش آشنا است . « فرد به خانه برمی گردد » پر واضح است که همگی ما تداعی معنی های مثبتی نیز به خانه داریم که در زندگی بزرگسالی خود ، به دنبال تولید مجدد آنها خواهیم بود . اگرچه استنباط من این است که تداعی معنی هایی که بیش از بقیه دردناک بودند ، بیشترین زحمت و گرفتاری را به بار خواهند آورد ، چرا که ناخودآگاه هستند به عبارت دیگر اگر فرد در خانه ای بزرگ شده باشد که والدینش به یکدیگر عشق و محبت زیادی ابراز می کردند اما در عین حال از یکدیگر انتقاد نیز می کردند ممکن است فرد خودآگاه به شخصی بسیار مهربان و ناخودآگاه به شخصی بسیار انتقادگر ، علاقمند شود .

انسانها به شبیه خود جذب می شوند . « بازگشت به شبیه » یک غریزه اساسی است که به زندگی فرد در این دنیای گیج کننده و دائماً در حال تغییر ، یک حس استمرار و ایمنی می دهد در بحث « سندرم بازگشت به خانه » نیز انسان گرایش به شبیه دوران کودکی خود را داشته است ( آنجلیس ، ترجمه ابراهیمی ، 1383 ) .

ب : کامل کردن کار ناتمام روحی فرد از دوران کودکی :

هر کودک دو غریزه اصلی دارد :

1 – دوست دارد خوشحال باشد و احساس عشق کند بویژه پدر و مادرش

2 – دوست دارد که پدر و مادرش نیز خوشحال باشند و یکدیگر را دوست بدارند

وقتی کودکی دوران کودکی خود را سپری می کند و این دو نیاز و میل اصلی اش برآورده نمی گردد مانند این است که یک کار روحی ناتمام دارد . ذهن او « به یاد می آورد » که این میل و نیاز برایش مهم است پس شرایطی را بازسازی می کند که تا دوباره در بزرگسالی به او کمک کنند تا این دو هدف ناخودآگاه و ناتمام را به اتمام برسانند .

ضمیر ناخودآگاه فرد مرتباً به دنبال تمام کردم کار ناتمام روحی افراد از دوران کودکی است و این کار را از راه انتخاب افرادی انجام می دهد که به فرد کمک کنند تا درام های کودکیش را دوباره بازسازی کند .

اصولاً افراد به یکی از چند شیوه زیر کار ناتمام روحی خود را کامل می کنند :

1 – اگر فرد عشق با توجهی را که از یکی والدینش می خواست به دست نیاورده باشد ، ممکن است به کسی علاقمند شود که او نیز به مانند آن « والدینش » عشق و یا توجهی را که می خواست ، به فرد ندهد و باعث شود فرد بیشتر تلاش کند تا آنرا بدست آورد .

2 –اگر فرد واقعاً از یکی از والدینش عصبانی باشد این امکان وجود دارد تا جذب کسی شود که بر خلاف آن « والدینش » عشقی را می خواهد ، صادقانه به فرد بدهد ولی فرد او را طرد کرده یا دلش را بشکند و یا اینکه کار می کند تا فرد مقابل سخت تلاش نماید « عشق فرد » یا به عبارتی « رابطه با فرد » را بدست آورد.

3 – اگر یکی از والدین فرد خوشحال نبود و یا دوست داشته نمی شد ممکن است که فرد :

1-3  جذب شخصی شبیه آن والدینش شده تا به او عشق بورزد ، صرف نظر از اینکه او برای وی مناسب هست یا نه ، تا به پدر و مادرش ثابت کند که آنها را دوست دارد حتی اگر همسرشان آنها را دوست نداشت .

2-3  جذب شخصی شبیه به یکی از والدینش شود و سعی کند که زندگیش را رو به راه کند یا نجاتشان دهد تا بدین وسیله آن والد خود را خوشحال کرده باشد .

3-3  به رابطه ای وارد شود که از ازدواج پدر و مادرش چندان بهتر نباشد تا از پدر و مادر خوشبخت تر نبوده باشد ( آنجلیس ، ترجمه ابراهیمی ، 1383 ) .

عوامل تعیین کننده عشق و دوستی :

1 – مجاورت : مشهور است که پرنس چارلز ولیعهد اسبق انگلستان با دختر همسایه دیوار به دیوارش ازدواج کرد .

پژوهشها نشان می دهد که فاصله محل زندگی دو نفر کارآمدترین متغیر برای پیش بینی میزان دوستی آینده آنهاست و همچنین تحقیقات نشان داده که  زن و شوهرهای آینده در فاصله 5 خیابان از یکدیگر زندگی می کنند . البته گاهی هم دیده شده که مجاورتها باعث نفرت می گردند که در توضیح باید گفت که مجاورت مکانی فقط شدت واکنش اولیه را افزایش می دهد . از آناج که بیشتر رویدادهای اولیه احتمالاً احساسی از بی تفاوتی تا علاقمندی ایجاد می کنند می توان انتظار داشت که مجاورت مکانی طولانی در اغلب موارد منجر به دوستی گردند .

2 – آشنایی : یکی از دلایلی که مجاورت باعث علاقه می گردد این است که مجاورت آشنایی را افرایش می دهد تحقیقات نشان داده صرف آشنایی یعنی صرف تماس با محرکها ، علاقمندی را افزایش می دهد .

3 – شباهت : اکثر تحقیقات نشان داده که زن و شوهر بطور معنی داری به یکدیگر شبیه اند . این شباهتها منحصر به ویژگیهای جامعه شناسی مثل سن ، نژاد ، دین ، تحصیلات و طبقه اقتصادی – اجتماعی نیست بلکه در مورد ویژگیهای جسمی مثل بلندی قد ، رنگ چشم و ویژگیهای روانشناختی همچون هوش نیز صادق است . البته گاهی هم دیده شده که متضادها همدیگر را جذب می کنند مثلاً فرد سلطه جو ، خواهان زنی سلطه پذیر است . این امر بیانگر فرضیه نیاز مکمل است .

با کمی دقت در مورد ویژگیهای مکمل نیز می توان یک شباهت زیربنایی در نگرشها مشاهده کرد : مثلاً در مورد مثال بالا ، هنگامی رابطه ها رضایت بخش است که آن زن و شوهرها ، این نقشهای جنسی سنتی را مطلوب بدانند .

4 – جذابیت جسمانی : تحقیقات در چندین دهه گذشته نشان داده که با وجود آنکه مردم در ارزیابیهای خود جذابیت جسمانی را عامل چندان مهمی در علاقمنی خود به دیگران به حساب نمی آورند اما در رفتار واقعی خود چیز دیگری نشان داده و جذابیت جسمانی را در علاقمندی خود به دیگران دخالت می دهند با این حال وقتی انتخاب همسر مطرح می گردد به تدریج از اهمیت جذابیت جسمانی کاسته     می شود ( اتکینسون و همکاران ، ترجمه براهنی و همکاران ، 1380 )

فرضیه جور بودن (  Maching ) :

این فرضیه می گوید مردم معمولاً در کوششهای همسریابی خود سرانجام به همسری می رسند که از نظر شکل ظاهر شباهت زیادی به خود آنها دارد .

پدیده جور بودن معمولاً طبق نظریه تصمیم گیری مبنتی بر انتظار – ارزش تبیین می شود یعنی افراد ارزش کلی فردی را که جذابیت جسمانی دارد در میزان انتظار خود از دستیابی به او ضرب می کنند و از این راه کیفیت بازده انتخاب خود را به حداکثر می رسانند به عبارت دیگر افراد کم جاذبه به سراغ افراد کم جاذبه می روند زیرا انتظار دارند که اگر هدف را خیلی بالا بگیرند ، شکست بخورند . حاصل این کار اینست که افراد بر حسب میزان جذابیت با یکدیگر جور می شوند  ( اتکینسون و همکاران ، ترجمه براهنی و          همکاران ، 1380 ) .

عشق واقعی و مرزهای خود :

عشق واقعی باعث گسترش حدود مرزهای خود می شود . وقتی بسوی معشوق خود دست دراز می کنیم ، با او حرف می زنیم و طالب رشد و توفیق او هستیم در واقع از حدود خود قدم فراتر گذاشته و خود را گسترش داده ایم . برای انجام چنین امری باید شیفته معشوق خود شده ، وابسته و متعهد به موضوعی خارج از خویش ، فراسوی مرزهای خود گردیم . روانشناسان این فرایند مجذوبیت ، سرمایه گذاری و تعهد را نیروگذاری روانی می نامند و زمانی که بر روی چیزی خارج از خودمان سرمایه گذرای روانی می کنیم ، از نظر روانی تمثیلی از معشوق را در خود جای می دهیم . آنچه پس از طی سالها دوست داشتن و توسعه مرزهای خود بر اثر نیروگذاری روانی حاصل می شود ، رشد تدریجی اما فزاینده خود ، یکی شدن با دنیای خارج و در نهایت تعالی روحی است . در این مسیر هر قدر خود را بیشتر و به مدت طولانی تری وسعت دهیم ، بیشتر قادر به دوست داشتن خواهیم بود و فاصله بین ما و دنیا کمتر خواهد شد ، با دنیا یکی          می شویم و با محو و ناپدید شدن مرزهای خود ، هرچه بیشتر خلسه و جذبه را احساس خواهیم کرد . در چنین مرحله ای است که امکان دارد اتحادی عرفانی با تمام دنیا حاصل شود . عرفا به طور اعم بر این باورند که درک معمول از جهان که موضوعات مجزای بی شماری همچون ستارگان ، سیارات ، درختان ، پرندگان ، خانه ها و ...  خودمان را شامل می گردد ، همگی به دلیل وجود مرزها از هم جدا شده اند و این برداشت سوء تعبیر و توهمی بیش نیست . آنان بر این عقیده اند که واقعیت حقیقی فقط با تجربه یکی شدن با دنیا ، به وسیله فرد ریختن مرزهای خود قابل درک است تا زمانی که شخص خود را چه از جهت شکل و چه از نظر قالب ، موضوعی مجزا و متفاوت از بقیه دنیا تصور می کند ، غیرممکن است  وحدت جهان رابطور واقعی درک کند . بنابراین هندوها و بودایی ها غالباً بر این عقیده اند که طفلیش از رشد مرزهای خود ، به واقعیت آگاه است در صورتی که بزرگسالان بر آن آگاهی ندارند و حتی بعضیها بر این باورند که رسیدن به تعالی و یا آگاهی به وحدت واقعیات ، مستلزم پیروی و یا زیستن همچون کودکان است ( پک ، ترجمه ادهمی ، 1376 ) .

ویژگیهای عشق واقعی و راستین :

با کنکانش در نظریات و پژوهشها ،عشقهایی که منجر به رشد وشکوفایی عاشق و معشوق شده ، فراتر از نیازهای جسمانی و فیزیولوژیکی آنها بوده و رابطه ای استوار و پایدار است معمولاً از صفات و ویژگیهای زیر برخوردارند :

 

1 – عشق واقعی عملی از روی اراده بوده و آگاهانه است و در جهت گسترش حدود مرزهای خود است .

2 – عشق واقعی دارای ویژگیهای استقلال است یعنی عاشق اصیل همیشه به شخص مورد علاقه اش به دیده موجودی با هویتی کاملاً مستقل از خود می نگرد و استقلال و یگانگی فرد مورد علاقه اش را محترم       می شمارد و حتی آنرا تشویق می کند .

3- عشق فقط داده نیست بلکه دادن خردمندانه و امتناع هوشمندانه است عشق  تشویق خردمندانه و انتقاد بجاست ، عشق ، بحث ، تلاش ، برخورد ، جبر ، ترغیب ، ممانعت و تسلای به مورد است .

4 – عشق واقعی شامل گوش دادن حقیقی و توجه به یکپارچه به دیگری است . قسمت مهم این فرایند گرایش حقیق شامل  انضباط در طبقه بندی خواسته های خود و دیگری است یعنی رها کردن و کنار گذاشتن تعصبات شخصی ، الگوهای دلبستگی و خواستها ، به گونه ای که بتوان تا جایی که امکان دارد به مکننات ضمیر گوینده پی برد و به درون قلبش راه یافت ( پک ، ترجمه ادهمی ، 1376 ) .

5 – در عشق واقع تعهد و مسئولیت پذیری وجود دارد ( راس ، 1992 ، ترجمه جمالفر ، 1373 ) .

6 – عشق واقعی به انسان توان شناخت و قضاوت می دهد و چشم و گوش انسان را ( بر خلاف عشقهای رمانتیک ) باز کرده و پرده های ناآگاهی را فرو می ریزد ( فرانکل ، ترجمه بهزاد ، 1372 )

همبستگی های عشق :

پژوهش رفیعی نیا و اصغری در بین دانشجویان متاهل دانشگاه تربیت مدرس نشان داده که : عشق رفاقتی هاتفیلد ، هم در زنان و هم در مردان ، ارتباط مستیم و معناداری با رضایت از زندگی دارد . همچنین عشق رفاقتی ، تنها در زنان ، ارتباط مستقیم و معنی داری با عاطفه مثبت و ارتاط منفی و معنی داری با عاطفه منفی نشان داده است . عشق پرشور هاتفیلد ، با هیچکدام از متغیرهای بهزیستی در زنان و مردان ( عاطفه مثبت ، عاطفه منفی و رضایت از زندگی ) ارتباط معنی داری نداشته است ( رفیعی نیا و اصغری ، 1385 ) .

نتایج برخی پژوهشها مؤید آن است که بین روابط عاشقانه و سبک دوستی در اواسط و اواخر نوجوانی رابطه معنی داری وجود دارد ( فرمن و ونر به نقل از احدی ، 1385 ) .

نوجوانانی که در روابط دوستانه رفتاری ایمن و محبت آمیز نشان می دهند ، در بزرگسالی نیز چنین رفتارهایی را نسبت به همسر خود نشان می دهند به عبارت دیگر سبکهای دوستی در نوجوانی ، کیفیت روابط عاشقانه بعدی فرد را پیش بینی می کند . ( تری باکس ، کراول ، اونس و پن  به نقل از احدی ، 1385 ) .

تحقیقات در زمینه سبکهای دلبستگی عاشقانه و رضایت زناشوئی ارتباط را نشان می دهند بطوریکه احساس امنیت و یا راحتی در نزدیکی ( سبک ایمن ) با رضایت زناشویی بالا همبستگی دارد وسبک مضطرب – دوسوگرا با رضایت زناشوئی پائین توام است و این سبک حتی از سبک اجتنابی هم رضایت کمتری را نشان می دهد . ( فیضی ، نولر ، کالان و فینچام به نقل از احدی ، 1385 )

همچنین تحقیقات نشان داده که شوهران مضطب – دوسوگرا در مقایسه با شوهران ایمن و اجتنابی ، زودتر ازدواج می کنند . ( سنچاک و لئونارد به نقل از احدی ، 1385 ) .

به هنگام قطع ارتباط و جدایی ، افرادی که سبک دلبستگی مضطرب – دوسوگرا دارند بیشترین اعتراض و ناامیدی را نشان می دهند . این افراد به دلیل ترس از طرد شدن تلاش زیادی برای حفظ رابطه نشان          می دهند . مردان اجتنابی کمترین آزادگی عاطفی را به هنگام جدایی نشان می دهند . این افراد هیجانات خود را سرکوب کرده و به رفتارهای دفاعی متوسل می شوند . ( فرالی و دیویس به نقل از احدی ، 1385 ).

در یک مطالعه طولی 231 زوج که عاشق همدیگر بودند را به مدت 2 سال زیر نظر گرفتند . در پایان این مدت ، فقط 128 زوج از آنها به رابطه عاشقی خود ادامه می دادند وقتی این افراد با آنهایی که از هم جدا شده بودند ، مقایسه شدند ، به این نتیجه دست یافتند که مهمترین عامل بقای رابطه عشقی آنها ، شباهتهای موجود بین آنها بود : زوجهایی که رابطه عشقی شان پابرجا بود در بسیاری از زمینه ها مثل سن ، برنامه زندگی ، هوش ، جذابیت جسمانی ، علایق ، سلایق ، انتظارات جنسی و ...  با یکدیگر همانندی و شباهت داشتند . ( راس ، 1992 ، ترجمه جمالفر ، 1373 ) .

 

لزوم آموزش عشق و محبت و شیوه های آن :

نیاز به عشق و محبت در انسانها غریزی است و از موقعیت اتکاء جویانه بشر در بیکران حیات ناشی می شود ولی غریزی بودن گرایشهای عشقی ، ضرورت آموزش آنرا نفی نمی کند ، همچنانکه وجود بال پرنده ، ضرورت پرواز آموزی را نفی نمی کند .

در جهت آموزش عشق و محبت در کودکان ، خانواده ها باید نکات زیر را مد نظر قرار دهند :

1 – محور اساسی آموزشهای مربوط به نظام محبت ، جستجوی تکامل خویش در هستی دیگران است . در این راستا ، خانواده ها بایستی نگرشهای خود مدار را تصحیح کرده و به کودکان خود بیاموزند که خود را جزئی از محیط بدانند و به زندگی سایرین و حتی زندگیهای متفاوت از قبیل حیات حیوانات و گیاهان احترام بگذارند و برای حفظ آنها بکوشند .

 

در بعضی از خانواده ها ، والدین بطور ناخودآگاه نظام تربیتی خود را بر اصل مالیکت استوار می سازند این قبیل فرزندان در آینده به صورت افراد خودمدار درآمده و بطور ناآگاه ، خویشتن را با کل محیط یکسان تلقی می کنند ، اینگونه از افراد در عشق ورزی نمی توانند واقعیت معشوق را بپذیرند بلکه در صددد تغییر و مالکیت آن بر می آیند در صورتی که دوستدار محبت بطور طبیعی در جستجوی واقعیتهای زیبائی است و هرگز آنرا با آرمانهای خودساخته و اوهام ذهنی خویش جایگزین نمی سازد . ( بیانی ، 1381 ) .

2 – پذیرش مشکلات و لذت جویی از رفع آنها ، یکی از اصول اساسی نظامهای تربیتی عاشق پرور است . فرد عاشق شوق ستیز با مشکلات را دارد و از این که هرگونه مانعی را از سر راه زندگی بدور کرده و آنرا شکوفا سازد ، لذت می برد ، در نظامهای فکری عاشق ، محبت در سختیها ، متولد می شود از این روی ، ظرفیت آموزی و مشکل ستیزی از اصول اساسی نظامهای تربیتی عشق پرور است . ( بیانی ، 1381 ) .

3 – در نظامهای تربیتی عشق آفرین ، رفتارهای حیات گرا ، نوع پرور و ارزش مدار ، زمینه مساعد برای آموزش محبت فراهم می آورند . بی تفاوتی به زندگی و دوری از ارزشها ، موجب می شود تا توان عشق آفرینی از بین برود ، چگونه ممکن است فرزندی که عشق مادر خود را سپاس نمی دارد و یا محبتهای پدر را نادیده می انگارد ، عاشق همسر خود باشد ؟

آدمی از طریق طیفی از علایق ، با حیات ارتباط برقرار می کند . علایقی که گرایشهای طیف گونه ای از محبت به فرزند همسر ، پدر ، مادر ، خواهر ، برادر ، عمه ، خاله ، دایی ، عمو ، همسایه و شهروندان را بوجود می آورند . هر کدام از این ارتباطات محبت آمیز ویژگی خاص خود را دارد و عواطف مربوط به آن را نمی توان در محبت دیگری جستجو کرد ، خانواده ها در صورتی می توانند نظام تربیتی عشق آفرین داشته باشند که فرزندان را با رنگ و بوی خاص هر کدام از این محبتها آشنا سازند و برقراری پیوند با طیف محبت را امکان پذیر سازند . برقراری پیوندهای محبت آمیز مختلف و متنوع ، موجب جامع بینی در گستره عشق و مهارت در ایجاد و روابط مبتنی بر انعطاف می گردد و بر زیبایی پیوندهای محبت آمیز می افزاید         ( بیانی ، 1381 ) .

سنجش و ارزیابی عشق :

برای سنجش و ارزیابی عشق روشهای مختلفی وجود دارد که در بین روشها ، روش پرسشنامه و مصاحبه متداول تر است :

1 –پرسشنامه ها زان و شیور برای سنجش دلبستگی ( احدی ، 1385 )

2 – مصاحبه هازان و شیور برای سنجش دلبستگی ( احدی ، 1385 )

3 – مقیاس عشق پرشور هاتفیلد و رپسون ( PLS ) ( رفیعی نیا و اصغری ، 1385 )

4 – مقیاس عشق رفاقتی استربزگ ( CLS ) ( رفیعی نیا و اصغری ، 1385 )

5 – مقیاس عشق مثلثی استربزگ ( راتوس ، ترجمه گنجی ، 1378 )

6 – مقیاس عشق هاتفیلد و اسیریچر ( راتوس ، ترجمه گنجی ، 1378 )

7 – پرسشنامه مقیاس عشق دانشگاه نورس ایسترن بوستون (  راتوس ، ترجمه گنجی ، 1378 )

 

[ پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1392 ] [ 10:16 ] [ ولی جهانشاهی ]

حسابداری

هدف :

حسابداری یک سیستم است که در آن فرآیند جمع آوری، طبقه بندی ، ثبت، خلاصه کردن اطلاعات و تهیه گزارشهای مالی و صورتهای حسابداری در شکل ها و مدلهای خاص انجام می گیرد. تا افراد ذی نفع درون سازمانی مثل مدیران سازمان و یا برون سازمانی مثل بانک ها، مجمع عمومی سازمان مورد نظر و یا مقامات مالیاتی بتوانند از این اطلاعات استفاده کنند. به همین دلیل فردی که تحصیلات دانشگاهی ندارد، بیشتر دفتردار است تا حسابدار. چرا که گزارشهای این دسته از افراد مطابق استاندارد نیست و پردازش کافی نمی شود و بیشتر تراز حسابها می باشد. برای مثال یک حسابدار تجربی نمی تواند براحتی بین دارایی کوتاه مدت و بلند مدت تفاوت قایل شود و یا نمی داند که چگونه باید معاملات ارزی را در دفاتر ثبت کرد.

حسابداری به عنوان یک نظام پردازش اطلاعات، داده های خام مالی را دریافت نموده، آنها را به نظم در می آورد.

محصول نهایی نظام حسابداری گزارش ها و صورت های مالی است که مبنای تصمیم گیری اشخاص ذی نفع (مدیران ، سرمایه گذاران ، دولت و ...) قرار می گیرد.

ماهیت :

یک حسابدار متخصص، در آینده می تواند مدیر مالی یک سازمان یا شرکت گردد یعنی می تواند به مدیریت یک شرکت ایده بدهد که منابع موجودش را در چه راههایی سرمایه گذاری نماید تا استفاده بهینه کند و یا اگر شرکت به منابع مالی جدید نیاز داشت یک مدیر مالی بر اساس دانش آکادمیک خود می تواند بگوید که از چه طریقی باید تامین مالی کرد. و مجموع این فعالیت ها خارج از توانایی یک حسابدار تجربی است.

«حسابداری یک سیستم اطلاعاتی است که با فراهم کردن اطلاعات لازم کمک می کند تا سرمایه گذارها، اعتبار دهندگان، مدیران و دولت نسبت به مسایل اقتصادی بهتر بتوانند، تصمیم بگیرند. برای مثال اگر شخصی بخواهد در یک شرکتی سرمایه گذاری کند، تمایل دارد که وضعیت مالی آن شرکت و یا نتایج عملیات آن شرکت را در طی سالهای قبل بداند. موضوعاتی که به صورت گزارشهای مالی توسط حسابداران تهیه می شود.

«حسابداری به منظور جوابگویی به نیازهای انسان به وجود آمده است. به همین دلیل با گذشت زمان و به موازات گسترش فعالیت های اقتصادی و افزایش پیچیدگی آن ، هدفها و روشهای حسابداری برای جوابگویی به نیازهای اطلاعاتی، توسعه یافته است. چرا که اشخاص، شرکت ها و دولت برای تصمیم گیری در مورد توزیع مناسب منابع مالی نیاز به اطلاعاتی قابل اتکا دارند که این اطلاعات را به یاری حسابداری می توان به دست آورد. از سوی دیگر انجام سرمایه گذاری یکی از مواد ضروری و اساسی در فرآیند رشد و توسعه اقتصادی کشور است و سرمایه گذاران نیز از بعد عرضه سرمایه، تا حد امکان سعی دارند منابع مالی خودرا به سویی سوق دهند که کمترین ریسک و بیشترین بازده را داشته باشد. یعنی به دنبال برآورد ریسک سرمایه گذاری ها خواهند بود. این در حالی است که یکی از مبانی اساسی برای محاسبه ریسک بازار شرکت ها ، استفاده از اطلاعات تولید شده توسط سیستم حسابدای است.

رشته حسابداری از جمله رشته هایی است که از داوطلبان هر سه گروه آزمایشی ریاضی و فنی ، علوم تجربی و علوم انسانی دانشجو می پذیرد.

آینده شغلی ، بازار کار ، درآمد:

به نظر می رسد فارغ التحصیلان دوره های تحصیلات تکمیلی این رشته، آمادگی و پختگی بیشتری برای حضور در بازار کار دارند.

نتیجه یکی از تحقیقات دانشگاه «کلمبیا» مبنی بر این بود که از از دهه 70 به بعد همه شرکتهای موفق، شرکتهایی بوده اند که مدیر آنها تحصیلات مالی داشته است. چون از این دهه به بعد اطلاعات نقش مهمی پیدا کرده است و مهمترین اطلاعات نیز، اطلاعات مالی است که تاثیر بسیاری در تصمیم گیری روسای شرکت ها دارد.

«فرصت های شغلی یک حسابدار بسیار گسترده است و از پایین ترین سطح تا بالاترین سطح را در بر می گیرد. و با وجود این که در دانشگاههای مختلف کشور اعم از دولتی ، غیرانتفاعی و آزاد، دانشجویان بسیاری در رشته حسابداری تدریس می کنند اما تعداد فارغ التحصیلان بیکار این رشته از بیشتر رشته ها کمتر است. چون از یک موسسه کوچک گرفته تا بزرگترین کارخانه های کشور حداقل برای تهیه اظهارنامه مالیاتی به حسابدار نیازمند هستند.

همچنین دانش حسابداری در بخش مالیات کاربرد وسیعی دارد. چون محاسبه سود به یاری حسابداری امکان پذیر است و تعیین مقدار سود نیز مبنای محاسبه مالیات شرکتها اعم از دولتی و خصوصی می باشد.

فارغ التحصیلان این رشته پس از اتمام تحصیل می توانند در سطوح مختلف و شاخه های متفاوت عهده دار انجام امور مالی گردند که شرح آن چنین است:

الف) حسابداری

فارغ التحصیلان می توانند در کلیه موسسات و واحدهای تجاری، اعم از دولتی یا خصوصی به عنوان حسابدار در شاخه های زیر مشغول کار شوند:

حسابداری مالی: در کلیه شرکتها و موسسات تجاری و غیرانتفاعی.

حسابداری صنعتی : در کلیه واحدهای صنعتی و شرکتهای تولیدی.

حسابداری دولتی : در کلیه سازمانها و ادارات دولتی به عنوان حسابدار یا عامل ذیحساب.

حسابداری مالیاتی : در ادارات دارایی.

حسابداری بیمه : در موسسات بیمه .

حسابداری بانکها : در شعبه ها و سرپرستی بانکها .

حسابداران پس از مدتی اشتغال به کار حسابداری می توانند در سمت مدیریت مالی واحدهای تجاری ، ایفای نقش نمایند.

 

ب ) حسابرسی

فارغ التحصیلان رشته حسابداری قادرند با توجه به شاخه های حسابداری در بند الف در حرفه حسابرسی شاغل شوند. شاغلان حرفه حسابرسی در یک تقسیم بندی کلی به دو گروه اصلی تفکیک می شوند :

حسابرسان داخلی : این گروه از حسابرسان ، کارمند واحد مورد رسیدگی هستند، و در واقع رابط میان هیات مدیره و شرکت بوده و گزارش رسیدگی خود را به طور هفتگی ، ماهانه یا سالانه به مدیرعامل و هیات مدیره ارایه می دهند . این گروه از حسابرسان عملیات داخل واحد تجاری را رسیدگی می کنند.

حسابرسان مستقل: این گروه از حسابرسان، افرادی هستند که در موسسات حسابرسی مشغول کار هستند و بر اساس قرارداد میان شرکتها یا سازمانها با این موسسات، عملیات حسابداری و مالی واحد تجاری را بر اساس اصول و موازین حسابداری مورد رسیدگی قرار می دهند و گزارش خود را به مجمع عمومی صاحبان سهام ارایه می کنند. در واقع حسابرسان مستقل رابط میان صاحبان شرکت و هیات مدیره شرکت می باشند.

در حال حاضر در ایران ، سازمان حسابرسی به عنوان یک سازمان دولتی ، بزرگترین موسسه حسابرسی است و در کنار آن سایر موسسات حسابرسی دولتی و خصوصی مشغول فعالیت می باشند.

توانایی های مورد نیاز و قابل توصیه:

داشتن شم ریاضی در رشته حسابداری از اهمیت بسیاری برخوردار است. به همین دلیل دانش آموزان رشته ریاضی در این رشته موفقتر هستند. البته این بدان معنا نیست که دانش آموزان رشته علوم انسانی قادر به ادامه تحصیل در رشته حسابداری نیستند بلکه باید تلاش کنند تا از دانش ریاضی خوب و یا حداقل متوسطی برخوردار باشند.

همچنین یک حسابدار باید بتواند بخوبی گزارش کارهای خود را ارایه دهد. بنابراین باید در ادبیات فارسی مسلط بوده و نگارش خوبی داشته باشد. این ویژگی بخصوص در سطوح بالاتر این رشته یعنی حسابرسی و مدیریت مالی اهمیت بسیاری دارد.

دانشجوی حسابداری باید صادق و رازدار باشد چون در آینده تمام اسناد و مدارک یک سازمان را در اختیار دارد و اگر فرد رازدار و در کل با اخلاقی نباشد لطمات زیادی به آن شرکت و در نهایت به جامعه وارد می آورد. این مساله بخصوص در حسابرسی اهمیت بیشتری دارد زیرا اگر یک حسابرس که وظیفه بررسی گزارشات مالی یک سازمان و تایید صحت و سقم آن را بر عهده دارد، درستکار نبوده و یا شهامت ابراز مشکلات را نداشته باشد، می تواند به نابسامانی های اداری و مالی یک جامعه دامن بزند.

و بالاخره یک حسابدار برای موفقیت در این دنیای پر از رقابت و تغییر و تحول باید خلاق، مبتکر، صبور و منضبط باشد.

علاقه به امور مالی و تجزیه و تحلیل های آن، عامل موفقیت دانشجوی حسابداری است.

وضعیت ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر:

تا مقطع دکترا امکان ادامه تحصیل وجود دارد.

نظر یک فارغ التحصیل مشغول به کار در این رشته :

دانشجوی این رشته باید تحمل ساعتها کار در پشت یک میز و صندلی و سرو کار داشتن با اعداد و ارقام را داشته باشد. همچنین باید دقیق و منظم باشد تا در جمع بندی اعداد و ارقام دچار مشکل نگردد.»

وضعیت نیاز کشور به این رشته در حال حاضر:

آموزش حسابداران و شرکت موثر آنها در فراهم آوری اطلاعات مالی دقیق و قابل اعتماد، و تجزیه و تحلیل این اطلاعات برای توسعه پایدار در کشور در حال توسعه ای مانند ایران اهمیت فراوانی دارد. چرا که وجود اطلاعات دقیق، اعتماد برانگیز، بموقع و مربوط به فعالیت های اقتصادی، نه تنها لازم بلکه حیاتی است. علاوه بر این اطلاعات مالی حاصل از فعالیت های اقتصادی که بوسیله نظام های حسابداری گزارش می شود، می تواند از انحراف مسیر پیش بینی شده ، اتلاف منابع اقتصادی و اخلال در برنامه های توسعه اقتصادی جلوگیری کند.

دکتر ثقفی نیز در این باره می گوید:« چون این رشته فقط به کلاس و معلم نیاز دارد متاسفانه در سالهای اخیر، بسیاری از شهرهای دورافتاده که حتی یک حسابدار مجرب و متخصص ندارد، رشته حسابداری را با استفاده از اساتید کم تجربه دایر کرده است و در نتیجه فارغ التحصیلان دانشگاههای فوق حسابدارانی ناکارآمد هستند که نمی توانند، جذب بازار کار شوند. البته آنچه گفته شد شامل حال فارغ التحصیلان توانمند این رشته نمی شود چون هر فرد سرمایه گذار و هر موسسه اعتباری برای سرمایه گذاری یا اعتبار دادن به حسابدار نیاز دارد. »

نکات تکمیلی :

چند سال پیش وقتی که آقای . ت ریاست یکی از کارخانه های ایران را بر عهده گرفت با اخم های در هم و چهره های عبوس کارگرانی روبرو شد که 6 ماه بود حقوق نگرفته بودند و امید چندانی نیز به رییس جدید نداشتند. اما رییس جدید که فارغ التحصیل رشته حسابداری بود با مدیریت قوی و درست خویش نه تنها کارخانه مورد نظر را از ورشکستگی نجات داد بلکه امروزه این کارخانه یکی از بهترین کارخانه های کشور است که محصولات آن به خارج از کشور صادر می گردد و در حال حاضر نیز نحوه کار رییس یاد شده به عنوان یک شیوه نوین در دانشگاهها تدریس می شود.

آنچه خواندید سرگذشت واقعی یکی از کارخانه های کشور است.

حسابداری یا به تعبیری زبان تجارت روشهایی است قراردادی که توسط استادان ،کارشناسان و یا انجمنهای حرفه ای حسابداران تدوین گردیده است و به تدریج مورد قبول همگان قرارگرفته است و قابل تصحیح و تغییر می باشد. برای حسابداری تعاریف گوناگونی عنوان شده است که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد :

  • فرآیند تشخیص، اندازه گیری و گزارش اطلاعات اقتصادی که برای استفاده کنندگان اطلاعات مزبور امکان قضاوت و تصمیم گیریهای آگاهانه را فراهم می سازد.
  • حسابداری عبارتست از خدمتی که با فراهم کردن اطلاعات مالی مورد نیاز مدیران، پرداخت کنندگان مالیات، اداره کنندگان و سایرین جهت تصمیم گیریهای آگاهانه انجام می پذیرد.
  • حسابداری عبارتست از فن تفسیر، اندازه گیری و توصیف فعالیتهای اقتصادی. در حسابداری هدف بر این قرار گرفته است که با بنیانگذاری یکسری ضوابط و قراردادها اطلاعات لازم را برای حل مسایل مالی یک موسسه بدست آوریم .

تاریخچه حسابداری

در عصری که جوامع بشری همواره در حال پیشرفت های علمی و صنعتی و اقتصادی  می باشند و با توجه به اینکه نقش فعالیتهای مالی در هر پیشرفت و توسعه ای غیر قابل انکار می باشد نیاز به توسعه حسابداری روز به روز افزایش می یابد .

در قرون وسطی مرسوم بوده است که فرمانروایان مالیاتها را جمع آوری می کردند و آنرا در جهت رفع نیازهای مالی مربوط به توسعه املاک به مصرف می رساندند.در آن زمان یکی از وظایف حسابداران تهیه صورتی از اموال افراد برای خزانه داری فرمانروا به منظور اخذ مالیات بود . از دیگر وظایف حسابداران آن زمان می توان به تهیه گزارش سفر افرادی که به کار تجارت بین کشورها اشتغال داشتند اشاره کرد. این گزارش در پایان هر سفر
تهیه می گردید و هدف از آن تعیین سود و زیان مربوط به آن سفر بود. در قرن سیزدهم و
چهاردهم به دلیل رشد عملیات تجارتی تحولاتی در سیستم نگهداری حسابها به وجود آمد.

لوکا پاچیولی ( LUCA PACIOLI ) یک کشیش ایتالیایی و درواقع یک ریاضیدان بود که

توانست با انتشار کتاب ریاضیات لوکا پاچیولی موجب گسترش فن دفترداری دوطرفه در

سراسر اروپا گردد.وی در این کتاب که چند فصلش اختصاص به حسابداری داشت

توانست مهارت تجزیه و تحلیل گری خود را در جهت توصیف سیستم حسابداری دوطرفه به کار برد.با وجود اینکه دراین کتاب هیچ اشاره ای به دوره مالی ، چگونگی تهیه صورتهای مالی و نگهداری حسابهای مربوط به دارائیهای ثابت وجود ندارد و نیز تمایزی بین اموال شخصی صاحب موسسه وسازمان تجاری وی نگذاشته است ، به دلیل سادگی و داشتن ارزشهای علمی در طی قرون پانزدهم و شانزدهم به اغلب زبانها ترجمه شد ومورد استفاده قرار گرفت .

از زمان به وقوع پیوستن انقلاب صنعتی در انگلستان ، نیاز به حسابداری به شکل چشمگیری افزایش یافت . پس از انقلاب صنعتی امریکا هم از آنجا که سرمایه های شخصی زیادی در شرکتها وارد گردید و موجب توسعه هر چه بیشتر آنها شد و در نتیجه باعث به وجود آمدن غولهای صنعتی قرن بیست و یکم شد سیستمهای حسابداری از اهمیت بیشتری برخوردار گردیدند و حسابداری نیز با پیشرفت وضعیت اقتصادی توسعه و تکامل پیدا نمود.

ابزار و مفاهیم پایه حسابداری

مراحل حسابداری

فرایند حسابداری دارای چهار مرحله به شرح زیر می باشد:

  • ثبت فعالیتهای مالی
  • طبقه بندی اقلام ثبت شده
  • خلاصه کردن اقلام در قالب اعداد قابل سنجش به پول
  • تفسیر نتایج حاصله از بررسی اقلام خلاصه شده

انواع حسابداری

حسابداری خود به رشته های مجزا و تخصصی تقسیم می شود که این رشته ها عبارتند از :

  • حسابداری مالی( عمومی)
  • حسابداری دولتی
  • حسابداری صنعتی ( قیمت تمام شده )
  • حسابداری مالیاتی
  • حسابداری بودجه ای
  • حسابرسی
  • حسابداری سیستمها
  • حسابداری موسسات غیر انتفاعی
  • حسابداری اجتماعی

 

مفروضات حسابداری

باید دانست که مفاهیم حسابداری مفروضاتی هستند که مبنای صورتهای مالی و سایراصول حسابداری می باشند و به چهار دسته به شرح زیر طبقه بندی می گردند:

  • فرض داشتن شخصیت حقوقی جداگانه
  • فرض تداوم فعالیتهای مالی
  • فرض وجود واحد اندازه گیری
  • فرض دوره مالی

اصول حسابداری

اصول حسابداری به شش دسته کلی تقسیم می شوند :

  • اصل قیمت تمام شده
  • اصل وضع هزینه های همان دوره از درآمد همان دوره
  • اصل افشای حقایق
  • اصل قابل اعتماد بودن
  • اصل قابلیت مقایسه
  • اصل ثبات رویه

مالیات
درآمد دولت از دو نوع مالیات ترکیب یافته بود : اول از خراج یا مالیات ارضی ، دوم گزیت یا مالیات سرانه.
زنان و کودکان و پیران از مالیات سرانه معاف بودند . مبنای وصول مالیات ارضی گریب یا جریب بود که تقریباً معادل دو هزار و چهارصد متر می باشد .

مالیات را معمولاً در سه قسط دریافت می داشتند که به اصطلاح آن روز سه مرک می گفتند . علاوه بر مالیات خراج و گزیت ، تقدیم تحفی نیز مرسوم بود که آن را آیین می نامیدند که در موقع شرف یابی به حضور شاهنشاه در عید نوروز و مهرگان تقدیم می کردند . از واردات ، عوارض گمرکی دریافت می داشتند  .

دیگر درآمدها اتفاقی بود مانند گنج گاو و گنج بادآورده که به دست خسروپرویز افتاد . ونیز غنایمی که بر اثر فتح شهرهای دشمن بدست می آمد از درآمدهای اتفاقی بشمار می رفت.

مصارف دولت بیشتر عبارت بود از هزینة جنگ و مخارج دربار و حقوق مستخدمان دولت و انجام امور عام المنفعه از قبیل بنای پلها و تعمیر سدها.

در هنگام بر تخت نشستن شاه جدید همة سکه های خزانه را گداخته و باتمثال شاه نو ضرب می کردند .
ارز عمده ای که در هنگام صلح به ایران وارد می شد عبارت از مبلغ هنگفت پول طلایی بود که دولت ایران بابت نگاهداری در بندهای قفقاز از رومیان می گرفت.

رئیس دیوان محاسبات کشور را ایران آمارکار می خواندند که گاهی مقام وی معاونت بزرگفرمذار بود . عایدات سالیانة دولت در زمان خسروپرویز به 240میلیون درهم ، تقریباً معادل 294 میلیون مارک طلا بوده است .

 

تعریف سرمایه

سرمایه از مهم ترین عوامل تجارت بوده و بزرگ ترین وسیله جلب منفعت است. هر شرکت باید دارای سرمایه باشد، تا بتواند نتیجه ای از عملیات خود که تجارت است برده و منتفع شود. اهمیت شرکت های تجارتی را از سرمایه آنها می توان درک کرد.

برای سرمایه حداکثری تعیین نشده و شرکاء به هر مقدار بتوانند ممکن است سرمایه را افزایش دهند. در بعضی از ممالک اروپا حداقلی جهت سرمایه شرکت های سهامی معلوم شده، و در کشور ما هم به موجب ماده 5 اصلاحی اسفند 1347 مقرر گردیده در موقع تأسیس، سرمایه شرکت های سهامی عام از پنج میلیون ریال و سرمایه شرکت های سهامی خاص، از یک میلیون ریال نباید کمتر باشد مسلم است هیچ موقع سرمایه شرکت های سهامی عام یا خاص از این مبالغ نباید کمتر باشد و اگر کمتر شد به شرحی که گذشت در صورتی که شرکاء تا یک سال جبران ننمایند یا شرکت را به نوع دیگر تبدیل نکنند حکم به انحلال شرکت داده خواهد شد.

سرمایه شرکت سهامی عبارتست از جمع قیمت اسمی سهام آن شرکت. بنابراین سرمایه به سهام متساوی قسمت شده و هر یک از شرکاء یک یا چند سهم آن را خواهند داشت.

 

پرداخت سرمایه

قانون اجازه داده است که در موقع تشکیل شرکت های سهامی دارندگان سهام اقلاً سی و پنج درصد از مورد تعهد خود را پرداخت و بقیه را فقط تعهد نمایند. البته مدت تعهد باقی مانده از پنج سال تجاوز نخواهد کرد.

ولی هرگاه آورده های شرکاء غیر نقدی باشد باید تمام آن تأدیه شده باشد.

ارفاقی که درباره شرکت های سهامی به عمل آمده بسیار به جا و با بصیرت کامل بوده است. زیرا اغلب شرکت های سهامی که برای امور مهم تشکیل می شوند تمام سرمایه را در موقع تشکیل احتیاج ندارند بلکه در عمل و پس از مدتی ممکن است به قسمتی از آن احتیاج پیدا کنند. مثلاً شرکتی که با سرمایه نهصد میلیون ریال برای ایجاد راه آهن از شهری به شهر دیگر تأسیس می شود مسلم است تمام سرمایه را در ابتدای عمل به کار نخواهد انداخت و از این جهت لزومی ندارد شرکاء تمامی آن را پرداخته وجه را بلا استفاده در صندوق شرکت بگذارند. البته به تدریج که احتیاج به آن پیدا شد اغلب به چند قسط اخذ می شود.

بنا به شرح فوق سرمایه شرکت های سهامی ممکن است به دو قسم تجزیه شود:

1.  سرمایه پرداخت شده

2.  سرمایه تعهد شده

اهمیت سرمایه بیشتر مورد نظر معامله کنندگان با شرکت است و اشخاص با ملاحظه اعتبار و میزان سرمایه شرکت، قرارداد منعقد و یا معامله انجام می دهند. به این جهت هر شرکت باید در هر گونه اسناد و صورت حساب و اعلانات و نشریات و غیره که به طور خطی یا چاپی صادر یا منتشر می نماید میزان سرمایه خود و آن قسمتی که تأدیه شده است صریحاً قید کند.

به این طریق میزان سرمایه در دسترس مراجعین و معامله کنندگان بوده و همیشه از آن مطلع خواهند شد.

سرمایه نقدی و غیر نقدی

سرمایه ممکن است نقدی باشد یا غیر نقدی. سرمایه نقدی که اکثر شرکت های سهامی دارند وجه نقد است. سرمایه غیر نقدی مال یا امتیاز یا عملی است که شرکاء در ازاء قیمت سهام خریداری شده می پردازند. مثلاً ممکن است در شرکتی که موضوع آن تجارت پنبه است شخصی یک کارخانه پنبه پاک کنی به ارزش یک میلیون ریال تسلیم در مقابل، صد سهم ده هزار ریالی قبول کند. و یا در شرکتی که به استخراج سرب مشغول است در ازاء امتیاز استخراج معدن سرب که متعلق به یکی از شرکاء می باشد و کارشناس رسمی آن را به دویست هزار ریال تقویم نموده است بیست سهم ده هزار ریالی به نام برده داده شود. بنابراین مال یا امتیاز دارای ارزش و جزء سرمایه شرکت است و این معنی در تبصره 6 مواد الحاقی قانون تجارت تصریح شده است.

 

سرمایه احتیاطی یا اندوخته قانونی

از لحاظ این که ممکن است زیانی به شرکت وارد شود که در سرمایه نکثی حاصل و باعث دلسردی شرکاء گردد. در مواد اصلاحی قانون تجارت ضمن ماده 140 سرمایه دیگری به نام اندوخته قانونی پیش بینی شده و هیئت مدیره شرکت را قانون ملزم نموده که صدی پنج از سود خالص شرکت را برای انداخته قانونی موضوع نماید که در خود شرکت به حساب مخصوصی نگه داری شود. الزام هیئت مدیره تا موقعی است که این اندوخته مساوی با یک دهم سرمایه اصلی شرکت گردد و اضافه بر آن را قانون به اختیار شرکت گذاشته است.

اندوخته قانونی از موارد لازم و مورد احتیاج شرکت است زیرا در صورتی که زیانی حاصل شود که برای جبران آن احتیاج به پولی باشد ممکن است از آن استفاده شود.

در ممالک اروپایی به اندوخته قانونی ( سرمایه احتیاطی ) اهمیت خاصی می دهند و چند قسم سرمایه اضافی از منافع تشکیل می دهند به نام سرمایه احتیاطی و سرمایه ذخیره و غیره.

افزایش سرمایه

گاهی اتفاق می افتد که شرکت به کارهای مهم تری دست زده و یا موفقیت هایی به دست آورده و احتیاج به افزایش سرمایه دارد، بنابراین می تواند به سرمایه خود اضافه کند. در این حال ناچار است سهام جدیدی بفروشد. در صورتی که در اساسنامه پیش بینی شده باشد می توان با رعایت آن اقدام به ازدیاد سرمایه و فروش سهم نمود. افزایش سرمایه موقعی مقدور است که سرمایه شرکت تماماً تأدیه شده باشد و الا زمانی که شرکاء هنوز تعهد خود را کاملاً انجام نداده و مبلغی از سرمایه را هنوز نپرداخته اند، شرکت حق افزایش سرمایه را تحت هیچ عنوان نخواهد داشت.

گاهی در عمل مشاهده می شود که شرکت سود سرشاری داشته و ارزش سهام آن در بازار بیش از قیمت اسمی سهام یعنی پولی است که دارندگان سهام روز اول پرداخته اند. و خریداران سهام جدید که به همان قیمت اسمی بهای سهام منتشره را می پردازند، نفع بی تناسبی ممکن است ببرند زیرا اگر سهم یک هزار ریالی را در بازار می خریدند بایستی دو هزار ریال بپردازند و فعلاً هزار ریال بیشتر نمی دهند. به این جهت اغلب برای سهام بدوی مجمع عمومی نفع مخصوصی معین کرده و آن را سهام ممتاز قرار می دهند.

ماده 160 اصلاحی قانون تجارت طریق دیگری در این مورد ارائه کرده و اجازه داده است به این شرح که شرکت می تواند سهام جدید را برابر مبلغ اسمی بفروشد و یا این که مبلغی علاوه بر مبلغ اسمی سهم، به عنوان اضافه ارزش سهم از خریداران دریافت کند. هم چنین شرکت می تواند عواید حاصله از اضافه ارزش سهام فروخته شده را به اندوخته منتقل سازد یا نقداً بین صاحبان سهام سابق تقسیم کند یا در ازاء آن سهام جدید به سهام بدهد.

سرمایه در گردش

آن مقدار دارایی جاری که از محل منابع مالی بلند مدت تامین شده باشد را سرمایه در گردش می نامند. سرمایه در گردش ناخالص به صورت کل دارایی های جاری و سرمایه در گردش خالص به صورت مازاد دارایی جاری بر بدهی جاری تعریف می شود. میزان سرمایه در گردش شاخصی است برای تشخیص درجه نقدینگی و عدم اعسار یک شرکت، به ویژه اگر در مقایسه با دیگر شاخص ها و نسبت های مالی به کار گرفته شود.

بازار سرمایه

بازار وجوه آماده برای وام دادن در زمانی بلند مدت تر از زمان بازار پول که در آن وجوه کوتاه مدت وام داده می شود را بازار سرمایه می نامند. اگر چه مرز مشخصی این دو بازار را از یکدیگر جدا نمی کند ولی در اصل، وام های بازار سرمایه برای سرمایه گذاری های ثابت در صنعت و تجارت به کار می رود. بازار سرمایه هر زمان بین المللی تر می شود، و در هر کشور صرفاً شامل یک نهاد نمی شود، بلکه نهادهایی مانند بورس، بانک ها و شرکت های بیمه را در بر می گیرد که عرضه و تقاضای سرمایه بلند مدت را نظم می بخشند.

قابلیت خرید و فروش اوراق بهادار یکی از عوامل مهم در کارآیی بازار سرمایه است، زیرا هرگاه مطالبات سرمایه گذاران به آسانی قابل وصول نباشد آنها رغبت چندانی برای وام دادن به صنایع پیدا نخواهند کرد. در کشورهای پیشرفته صنعتی، بازارهای سرمایه کاملاً توسعه یافته اند، ولی در کشورهای در حال توسعه فقدان بازار سرمایه به دلیل کمبود پس انداز، سدی در راه بسط سرمایه گذاری هاست، و لذا دولت ها و صاحبان صنایع این کشورها ناگزیرند برای کسب سرمایه به بازارهای بین المللی روی آورند.

سرمایه ثابت

در اقتصاد مارکسیستی آن بخش از سرمایه که به صورت وسایل تولید، ابزار کار و مواد خام نمود می یابد را سرمایه ثابت می نامند.

این سرمایه، ثابت خوانده می شود، چون نمی تواند بیش از ارزش خود به ارزش محصول بیفزاید. البته در اینجا، ارزش به صورت زمان کاراجتماعاً لازم تعریف می شود. سرمایه ثابت به دو قسمت سرمایه سیار و سرمایه مستقر تقسیم می شود.

سرمایه مستقر

وسایل سرمایه ای که به نسبت دارای عمر طولانی باشند و در فرآیند تولید نقش معین و پایداری بازی کنند را سرمایه مستقر می نامند. هزینه سرمایه مستقر معمولاً به تناسب عمر و دوام آن جبران می شود. ساختمان، ماشین آلات و تاسیسات از انواع بارز سرمایه مستقرند.

در اقتصاد مارکسیستی آن بخش از سرمایه ثابت را سرمایه مستقر گویند که در فرآیند تولید به صورت ابزار کار مورد استفاده قرار می گیرند (مانند ماشین آلات و ساختمان)، در حالی که بخش دیگر سرمایه ثابت را سرمایه سیار می نامند که در فرآیند تولید به مثابه موضوع کار وارد می شوند. مواد اولیه و واسطه ای و نیز مواد سوختی که یک بار در جریان تولید وارد و پس از تبلور یافتن در محصول تولید شده از آن خارج می شوند، در شمار انواع سرمایه سیار هستند.

سرمایه متغیر

در اقتصاد مارکسیستی به آن بخش از سرمایه که به صورت نیروی کار در فرآیند تولید (و گاهی توزیع) کالا با سرمایه ثابت ترکیب می شود سرمایه متغیر اطلاق می شود. از نظر مارکس، سرمایه متغیر سرچشمه ارزش اضافی است، زیرا فقط نیروی کار می تواند ارزشی بیش از ارزش خود خلق کند.

سرمایه ربایی

سرمایه ربایی در اقتصاد مارکسیستی آن بخش از سرمایه است که صرفاً در حوزه گردش پول، و بدون هیچگونه فعالیتی در فرآیندهای تولید و توزیع کالا، جریان یابد. در این جریان پول اولیه ( ) به مقدار پول بیشتر ( )تبدیل می شود، که گردش آن را می توان به صورت زیر نشان داد:


مقدار فزونی بر( ) در حقیقت بخشی از ارزش اضافی است که در نظام سرمایه داری به صاحب سرمایه ربایی (ربا دهنده) اختصاص می یابد. سرمایه ربایی، که در دوران پیش سرمایه داری نیز وجود داشته، تضعیف کننده بنیه اقتصادی تولید کنندگان (به ویژه تولید کنندگان خرد) به شمار می رفته است.

 

 

سرمایه سهمی

کل سرمایه گذاری صاحبان یک واحد اقتصادی از راه خرید (سلام‌الله‌علیهم) را سرمایه سهمی می نامند. سرمایه گذاران هنگامی به سرمایه سهمی یک شرکت سهامی می افزایند که اقدام به خرید سهام جدیدالانتشار آن کرده باشند. نرخ سود تثبیت شده ای به آنان وعده داده نمی شود بلکه فقط در سود شرکت سهیم اند. بنگاه ها می توانند با قبول مقدار بیشتری سرمایه سهمی و استقبال از سهامداران جدیدی که تمایل به این قبیل سرمایه گذاری دارند، پول بیشتری جمع آوری کنند. سرمایه سهمی معمولاً با پیدایش یک فعالیت جدید اقتصادی یا گرایش فعالیت های اقتصادی موجود همراه است.

دفتر روزنامه

اولین مرحله حسابداری مرحله ثبت فعالیتهاست . در این مرحله ، اطلاعات مربوط به فعالیتهای مالی پس از تجزیه و تحلیل و تعین تاثیری که بر معادله حسابداری دارند.

( تعیین حسابهای بدهکار و بستانکار ) و تنظیم سندهای مربوط در دفتری به نام دفتر روزنامه یا همان دفتر ثبت اولیه به ترتیب تاریخ وقوع ثبت می گردند .

باید به این نکته توجه کرد که ثبتی که در دفتر روزنامه انجام می شود ، ثبت دو طرفه نامیده می شود زیرا که هر دو طرف فعالیت مالی مورد توجه قرار می گیرد .بنابراین همواره توازنی بین حسابها برقرار می باشد . قبل از پیدایش ثبت دو طرفه ثبت یکطرفه یا دفترداری ساده (دفترداری یکطرفه ) معمول بود ؛ که در آن یک طرف هر فعالیت مالی مورد توجه قرار می گرفت . چنین سیستمی برای موسسات بزرگ امروزی به هیچ وجه قابل استفاده نیست زیرا به علت عدم ثبت کامل یک فعالیت مالی ، کنترل صحت عملیات انجام شده غیر ممکن می باشد . همچنین امکان تهیه صورتها و گزارشهای مالی درست و قابل استفاده وجود ندارد .

موسسات مختلف با توجه به نوع و حجم کار ، دفاتر روزنامه متعددی را مورد استفاده قرار می دهند . به طور کلی می توان دفاتر روزنامه را به دو گروه تقسیم نمود :

دفاتر روزنامه عمومی

ساده ترین و متداولترین نوع دفتر روزنامه ، دفتریست که آن را دفتر روزنامه عمومی یا دفتر روزنامه دو ستونی می نامند . این دفتر دارای دو ستون برای مبالغ بدهکار و بستانکار می باشد و برای انجام ثبت معاملات در تجارتخانه ها و موسسات کوچک کفایت می کند . البته با توجه به نوع کار وحجم فعالیتهای موسسات مختلف و به منظور کم کردن میزان کار دفترداری ، می توان ستونهای دیگری نیز به دفتر روزنامه دوستونی اضافه کرد .

دفاتر روزنامه اختصاصی

این دسته از دفاتر بیشتر در موسسات بزرگ که تعداد معاملات تکراری آنها بسیار زیاد است مورد استفاده قرار می گیرد . معمولا حدود هشتاد تا نود درصد کلیه فعالیتهای مالی این قبیل موسسات را می توان به چهار گروه تقسیم و هر گروه را در دفتر روزنامه خاصی ثبت کرد .

دفتر روزنامه ترکیبی : این دفتر ترکیبی از دفتر دفاتر روزنامه اختصاصی و عمومی است .

دفتر کل

دفتر کل عبارتست از دفتری که حسابها پس از طبقه بندی ، به طور جداگانه در آن نگهداری می شوند . این حسابها ممکن است به صورت صفحات یک دفتر و یا به صورت کارتها و اوراق آزاد باشد . البته طبق قانون تجارت ایران ، استفاده از کارت به عنوان دفتر کل ، مجاز نیست.

متداولترین فرم حسابهای دفتر کل ، در حقیقت همان فرم تی ( T ) است که هریک از طرفین آن به چند ستون تقسیم شده است و از چند قسمت اصلی به شرح زیر تقسیم می شود:

عنوان حساب : در بالای صفحات و یا کارتهای مربوط به هر حساب ، نام و شماره حساب مذکور نوشته می شود .

ستون تاریخ : در این ستون تاریخ ثبت شده در دفتر روزنامه که همان تاریخ وقوع معاملات است ، نوشته می شود و نه تاریخ نقل اعداد از دفتر روزنامه به دفتر کل . این ستون نیز مانند ستون تاریخ دفتر روزنامه ، به دو ستون جداگانه برای تاریخ روز و تاریخ ماه تقسیم می شود . تاریخ سال در زیر کلمه تاریخ و تاریخ ماه را باید فقط در نخستین سطر هر صفحه و یا آغاز ماه جدید و تاریخ روز را برای کلیه اقلام تکرار کرد .

ستون شرح : معمولا در این قسمت شرح مختصری از معاملات نوشته می شود . البته بعضی از حسابداران فقط به نوشتن عبارت " به شرح دفتر روزنامه " اکتفا می کنند.

ستون عطف : در این ستون شماره صفحه دفتر روزنامه در مقابل هریک از اقلام نقل شده ثبت می گردد.
ستون مبلغ : در این فرم ، دو ستون مبلغ یکی برای مبالغ بدهکار در سمت راست و دیگری برای مبالغ بستانکار در سمت چپ وجود دارد .

باید توجه داشت که نقل اعداد از دفتر روزنامه به حسابهای مربوط در دفتر کل به منظور طبقه بندی فعالیتهای مالی می باشد .

دفتر معین

در بعضی از موسسات جریان کار به ترتیبی است که نیاز به تهیه اطلاعات تفضیلی یا جزئیات بعضی از فعالیتهای مالی می باشد . این گونه اطلاعات را نمی توان به آسانی از دفترکل استخراج نمود ، در نتیجه از دفاتری که جنبه کمکی و فرعی دارند و به نام دفتر معین خوانده می شوند ، استفاده می گردد .

دفتر معین برای هر حساب دفترکل که شامل حسابهای متعدد و جداگانه ای است ، نگهداری می شود و در نتیجه حساب مربوط در دفتر کل یک حساب کنترل خواهد بود ، که همواره مانده آن با جمع مانده های حسابهای مربوط در دفتر معین مطابقت دارد . دفاتر معینی که معمولا در موسسات نگهداری می شوند عبارتند از : دفتر معین بانک ، دفتر معین بدهکاران ، دفتر معین اموال ، دفتر معین بستانکاران.

دفاتر معین از دفاتر قانونی نیستند و می توانند به صورت کارتهای آزاد باشند ، معمولا برای سهولت مراجعه به صفحات دفتر معین ، حسابها در این دفاتر به ترتیب حروف الفبا نگهداری می شوند .

درآمد

همانگونه که از مفهوم عامیانه درآمد بر می آید ، درآمد به مبالغی اطلاق می گرددکه از ارائه خدمات و فروش کالا و غیره عاید موسسه می گردد . در صورتی که این درآمد به طور نقد عاید شود ، موجب افزایش در حساب وجوه نقد  صندوق ( بانک ) موسسه خواهد شد و در صورتی که تعهد گردد بعدا به موسسه پرداخت گردد ، موجب افزایش حسابهای دریافتنی و یا اسناد دریافتنی موسسه می گردد . البته باید به این نکته توجه داشت که کلیه افزایش های حساب وجوه نقد به دلیل کسب درآمد نیست ، بلکه مواردی از قبیل دریافت طلب نیز موجب افزایش در این حساب و کاهش در حساب های دریافتنی و یا اسناد دریافتنی خواهد شد. در واقع درآمد مطلبی است که موجب افزایش در حساب وجوه نقد و یا حسابهای دریافتنی ونیز افزایش در حساب سرمایه خواهد شد . البته گاهی افزایش در حساب وجوه نقد و نیز حساب سرمایه به دلیل سرمایه گذاریهای مجدد صاحب و یا صاحبان موسسه است . در اینجا یک مطلب حائز اهمیت وجود دارد و آن اینست که درآمد هر دوره باید مربوط به ارائه خدمات و یا فروش کالا در همان دوره باشد و الا اگر مبلغی بابت خدماتی که در آینده انجام خواهد شد و یا کالایی که در آینده تحویل خواهد گردید ، دریافت گردد ، درآمد آن دوره به حساب نمی آید .

در موسسات تجاری درآمدهایی جدا از درآمدهای حاصل از فروش کالا و خدمات وجود دارد که به آن سایر درآمدها گفته می شود . درآمد بهره حاصل از سرمایه گذاریهای کوتاه مدت و یا بلندمدت که موسسه از سازمانهای اعتباری دریافت نموده است از این نوع درآمدها می باشد. در حسابداری موسسات یک نوع درآمد با عنوان درآمدهای ثبت نشده نیز وجود دارد . این درآمدها که به نام درآمدهای وصول نشده نیز موسومند به درآمدهایی گفته می شود که در طی دوره مالی تحقق یافته اند ، ولی دریافت و ثبت نشده اند مثلا اگر یک موسسه قرارداد ارائه خدمت منعقد نماید اما دریافت وجه منوط به اتمام کار باشد درآمد حاصل از ارائه آن قسمت از خدمت که مربوط به دوره مالی جاری است ، تحقق می یابد ، در حالیکه در حسابها ثبتی صورت نگرفته است . در نتیجه در پایان دوره مالی با ثبت یک آرتیکل اصلاحی ، مانده حسابها تعدیل می گردند .

هزینه

هزینه به مبالغی گفته می شود که برای کسب درآمد به خرج گرفته می شود . به عبارت دیگر اگر موسسه ای فعالیتش در جهت ارائه خدمات به موسسات و یا اشخاص دیگر است ، خرجهایی که در راه ارائه خدمات متحمل می شود را هزینه می گویند یا اگر موسسه ای به کار خرید و فروش کالا اشتغال داشته باشد به منظور تحقق این هدف پرداختهایی انجام می دهد که همانا هزینه می باشد .

اقلامی از قبیل بهای آب مصرفی ، اجاره ساختمان ، بهای برق مصرفی ، هزینه تلفن و استهلاک ساختمان از جمله هزینه ها می باشند . لازم به تذکر است همانگونه که درآمدها موجب افزایش در حسابهای « صندوق ، بانک و سرمایه )              می شوند ، هزینه ها موجب کاهش در این حسابها می گردند البته در مورد حساب سرمایه همانگونه که درآمد یک عامل مثبت و افزایش دهنده آن به حساب می آید ، هزینه یک عامل منفی و کاهش دهنده آن است . باید به این نکته توجه داشت که هرگونه کاهشی در حساب وجوه نقد به منزله هزینه نیست ، مثلا پرداخت بدهیها ، خرید دارایی به طور نقد و یا برداشت نقدی صاحب یا صاحبان موسسه ، موجب کاهش در حساب وجوه نقد می شوند ، در حالیکه هیچکدام هزینه محسوب نمی شوند .

به طور کلی ، رقمی را می توان هزینه جاری یک دوره مالی در یک موسسه به حساب آورد که اولا در ارتباط با درآمد همان دوره باشد ، ثانیا موجب کاهش در سود ویژه دوره مالی و در نهایت صاحب یا صاحبان موسسه شود . نکته بسیار مهم در ارتباط با هزینه اینست که هزینه های هر دوره باید از درآمدهای همان دوره کسر گردد و این در واقع براساس یکی از مهمترین اصول حسابداری ( اصل وضع هزینه های یک دوره از درآمد همان دوره ) می باشد و مفهوم آن اینست که به عنوان مثال اگر هزینه اجاره ساختمان در پایان دوره مالی پرداخت نگردید ، نباید به عنوان هزینه در دوره آتی به حساب گرفته شود ، بلکه باید از درآمد همین دوره مالی کسر گردد .

دارائیها

اموال وحقوق مالی متعلق به هر موسسه را که قابل تقویم به پول و دارای منافع آتی است ، را دارایی می گویند . در این تعریف منظور از اموال انواع دارایی مشهود و قابل لمس و رویت مانند :موجودی نقدی ، ملزومات ، اثاثه ، ساختمان و... و منظور از حقوق مالی اقسام دیگر دارایی مانند : مطالبات از اشخاص حقیقی و حقوقی ( حسابهای دریافتنی ، اسناد دریافتنی ) ، حق اختراع ، سرقفلی و نظایر آن می باشد.

داراییها خود به پنج گروه اصلی تقسیم می شوند که عبارتند از:

داراییهای جاری : این داراییها اقلامی هستند که انتظار می رود در طی یک سال یا یک دوره عملیاتی از تاریخ تنظیم ترازنامه ( هر کدام که طولانی تر است ) به وجه نقد تبدیل ، یا مصرف و یا فروخته شوند . معمولا داراییهای جاری بر حسب سرعت تبدیل شدن به وجه نقد و یا مصرف در ترازنامه منعکس  میگردند .

سرمایه گذاریهای بلند مدت : این سرمایه گذاریها ، مانند خرید اوراق قرضه و یا سهام موسسات دیگر ، از نوع داراییهایی می باشند که مدیران موسسه انتظار ندارند در طی یک دوره مالی به وجه نقد تبدیل گردند .
داراییهای ثابت :این داراییها ، اقلامی مشهود با عمری طولانی می باشند که در جریان عملیات موسسه مورد استفاده قرار می گیرند . داراییهای این گروه به مرور زمان و پس از استفاده مکرر فرسوده می گردد به همین دلیل برای هر یک از داراییهای ثابت استهلاک منظور می شود.

داراییهای نامشهود : این گروه از داراییها نشاندهنده حقوق قانونی و یا ارتباط خاصی است که وجود فیزیکی نداشته ، منافعی را برای صاحب آن در آینده به دنبال دارد . از جمله داراییهای نامشهود می توان به حق اختراع ، حق امتیاز تولید ، فرانشیز و سرقفلی اشاره کرد.

سایر داراییها : هر گاه موسسه ای دارایی داشته باشد که نتواند آن را در یکی از گروههای فوق طبقه بندی نماید از عنوان سایر داراییها استفاده می کند .

بدهی ها

مبالغی که یک موسسه به افراد و موسسات دیگر بدهکار می باشد ویا کلیه مبالغی که بازپرداخت آنها در تاریخهای معین در آینده بر عهده موسسه است را بدهی می گوییم . به عبارت دیگر می توان گفت ادعا یا حق مالی طلبکاران نسبت به داراییهای یک موسسه است و این حق نسبت به داراییهای معینی نمی باشد بلکه نسبت به کل داراییهاست .

بدهی ها را می توان به دو گروه تقسیم کرد:

بدهیهای جاری : این بدهیها اقلامی هستند ، که انتظار می رود از محل داراییهای جاری ، در طی یک سال و یا یک دوره عملیاتی از تاریخ تنظیم ترازنامه( هرکدام که طولانی تر است ) تادیه گردند و یا به بدهیهای جاری دیگری تبدیل شوند . از جمله این بدهیها می توان به حسابهای پرداختنی ، اسناد پرداختنی ، هزینه های پرداختنی ( حقوق پرداختنی ، اجاره پرداختنی و ... ) ، پیش دریافتهای درآمد ، اقساط پرداختنی مربوط به بدهیهای بلند مدت که در دوره آتی باید پرداخت گردند را نام برد.

بدهیهای بلند مدت : این بدهیها ، همانطور که از نامشان پیداست ، دارای موعد پرداختی بیش از یک دوره مالی می باشند . وامهای دریافتی درازمدت و اوراق قرضه ای که یک موسسه برای رفع نیازهای مالی منتشر می نماید و تحت عنوان اوراق قرضه پرداختنی در حسابها منعکس می گردند ، از این نوع بدهیها می باشند .

 

 

 

 

سند حسابداری

در بعضی از سیستمهای حسابداری حسابداران به جای اینکه ،فعالیتهای مالی را مستقیما از روی اسناد و مدارک مثبته در دفاتر ثبت نمایند ، اقدام به تهیه برگه حسابداری و یا سند روزنامه می کنند . این برگه یا سند ، نوشته ای است که در آن یک یا چند فعالیت مالی انجام شده بر حسب نوع حساب ، بدهکار یا بستانکار می گردد .

البته باید به این نکته توجه داشت که برگه حسابداری یا سند روزنامه، پس از امضاء مراجع صلاحیتدار در یک موسسه ، قابل ثبت در دفاتر حسابداری می باشد . برگه حسابداری دارای ستونهایی برای ثبت شماره حساب در دفتر کل و دفتر معین می باشد و همچنین در ستون شرح عنوان حسابها و شرح کامل معامله وتاریخ آن نوشته می شود در زیر برگه حسابداری شماره صفحه دفتر روزنامه یادداشت می گردد . سند روزنامه در هنگام ثبت در دفتر روزنامه پیاپی شماره گذاری می شود .

فعالیتهای مالی

منظور از فعالیتهای مالی آنگونه فعالیتهائیست که به طریقی موجب تغییراتی در دارایی ، بدهی و یا سرمایه یک شخص یا موسسه گردد . فعالیتهای مالی هر موسسه که در واقع مبادلات تجاری می باشند ، اساس و مبنای عملیات حسابداری آن موسسه محسوب می شود .

فعالیتهای مالی انجام شده ، توسط یک موسسه اقتصادی در طی یک دوره مالی ، در دفاتر خاصی( دفتر معین ، دفتر روزنامه ، دفتر کل ) به ثبت می رسند . در پایان هر دوره مالی با استفاده از مانده حسابها صورتهای مالی تهیه می گردند که منعکس کننده داراییها ، بدهیها ، درآمدهای کسب شده و هزینه های پرداخت شده موسسه مورد نظر باشند .

فعالیتهای مالی انجام شده توسط یک موسسه یا واحد اقتصادی به دو دسته تقسیم می شوند

فعالیتهای مالی بیرونی : فعالیتهای مالی بیرونی همان فعالیتهایی هستند که بین موسسه مورد نظر و سایر موسسات انجام پذیرند مانند قراردادی که برای بیمه ساختمان با یک شرکت بیمه منعقد می گردد.

فعالیتهای مالی درونی : فعالیتهای مالی درونی آن دسته از فعالیتهای مالی هستند که به منظور تعدیل مانده بعضی از حسابها و به دست آوردن مانده واقعی آنها در دفاتر موسسه انجام می پذیرند مانند تعدیل مانده حساب پیش پرداخت بیمه ساختمان در پایان دوره مالی .

واحدهای اقتصادی

واحدهای اقتصادی به سازمانهای جدا و متمایزی اطلاق می شود که به تعداد زیاد در جامعه وجود دارند . واحدهای اقتصادی به دو دسته تقسیم می شوند :

واحدهای انتفاعی :

واحدهای انتفاعی به واحدهای اقتصادی اطلاق می شود که فعالیتهای انتفاعی دارند مانند شرکت ایران خودرو

  • واحدهای غیر انتفاعی : که به واحدهای اقتصادی که فعالیت غیر انتفاعی دارند واحدهای غیر انتفاعی گفته می شود مانند شهرداریها .
  • واحد های انتفاعی از دو نظر قابل تقسیم بندی هستند:

از نظر نوع فعالیت : واحد های انتفاعی از نظر نوع فعالیت و براساس قوانین ایران به دو بخش تقسیم می شوند :

واحد های تجاری انتفاعی

اشخاص و یا موسساتی هستند که به قصد تحصیل سود به فعالیتهای تجاری می پردازند مانند انواع موسسات و شرکتهای تجاری .

 

 

واحدهای غیر تجاری انتفاعی

نیز اشخاص و یا موسساتی هستند که به قصد تحصیل سود به فعالیتهای غیر تجاری می پردازند مانند موسسات خدماتی.

از نظر طرز تشکیل : واحدهای انتفاعی از نظر طرز تشکیل و بر اساس قوانین ایران به چهار دسته کلی تقسیم می شوند :

موسسات انفرادی

این موسسات که به موسسات تک مالکی هم نامیده می شوند موسساتی هستند که کل سرمایه آنها به یک نفر تعلق دارد مانند تجار و کسبه .

شرکتهای ضمانتی

این شرکتها به شرکتهایی اطلاق می شود که برای انجام فعالیتهای با نام بخصوصی بین دو یا چند نفر تشکیل می شوند و مسئولیت شرکا در در قبال پرداخت بدهیهای شرکت محدود به سرمایه ای که در شرکت دارند ، نمی باشد . از آن جمله می توان به شرکتهای تضامنی ، شرکتهای نسبی و شرکتهای مختلط اشاره کرد .

شرکتهای سرمایه

شرکتهایی که برای انجام فعالیتهای انتفاعی با سرمایه گذاری چند نفر به وجود می آیند و شرکا نسبت به پرداخت بدهیهای شرکت دارای مسئولیتی محدود به مبلغ اسمی سرمایه خود می باشند مانند شرکتهای سهامی ، شرکتهای با مسئولیت محدود و شرکتهای دولتی .

موسسات انتفاعی غیر تجاری

موسساتی هستند که برای انجام خدمات حرفه ای و کسب منافع مادی توسط یک یا چند نفر ایجاد می شود و به عنوان موسسه غیر تجاری به ثبت می رسد مانند کانونهای فنی و حقوقی و موسسات حسابرسی .

صورت مالی

به طور کلی هر واحد اقتصادی به منظور برنامه ریزی و تعیین خط مشی آینده ، اطلاعات و گزارشهای حسابداری را مورد بررسی قرار می دهد و از آنجا که اطلاعات حسابداری به خودی خود قابل استفاده نیستند باید ثبت و طبقه بندی شده و در قالب صورتهای مالی خلاصه گردند .

برای ثبت این اطلاعات ، حسابداران هر یک از فعالیتهای مالی را مورد تجزیه و تحلیل قرارداده و پس از طبقه بندی اقلام ثبت شده اثر آن را بر معادله حسابداری تعیین می نمایند ، سپس اقلام ثبت شده را در قالب اعداد قابل سنجش به پول خلاصه نموده سپس در این مرحله از ترکیب و تنظیم حسابهای دفتر کل گزارشهایی را تهیه می کنند که حداکثر اطلاعات مورد نیاز کسانی که به این نتایج برای ادامه فعالیت خود نیاز دارند ، را به طور ساده و خلاصه به دست می دهد . این گزارشها را در اصطلاح حسابداری صورتهای مالی می گوییم که از مهمترین آنها می توان به ترازنامه ، صورت سود و زیان ، صورت حقوق صاحبان سرمایه اشاره کرد .

طبقه بندی حسابها

حسابهایی که در موسسات مختلف ، مورد استفاده قرار می گیرند ، بر مبنای نوع فعالیت موسسه ، بزرگی و کوچکی آن ، نوع اطلاعات جزء به جزئی که مدیران و سایر استفاده کنندگان از نتایج حاصل از سیستم حسابداری نیاز دارند و ... متفاوتند . به طور کلی ، حسابهای مختلفی را که در یک موسسه ، ممکن است مورد استفاده قرار گیرد ، می توان به پنج گروه تقسیم نمود:

گروه حسابهای دارائی از قبیل : وجوه نقد ، حسابهای دریافتنی ، اسناد دریافتنی ، موجودی کالا و ...

گروه حسابهای بدهی از قبیل : حسابهای پرداختنی ، اسناد پرداختنی ، حقوق پرداختنی ، وام و ..


گروه حسابهای مربوط به حقوق صاحبان سرمایه از قبیل : حساب سرمایه و حساب برداشت

گروه حسابهای درآمد از قبیل : درآمد حاصل از فروش کالا و یا خدمات ، درآمد اجاره و

گروه حسابهای هزینه از قبیل : هزینه حقوق ، هزینه آگهی ، هزینه اجاره و

البته حسابهای مختلف یک موسسه را از طرق زیر نیز می توان طبقه بندی نمود

طبقه بندی حسابها به حسابهای حقیقی و اسمی

حسابهای حقیقی شامل حسابهای دارایی ، بدهی و حقوق صاحبان سرمایه می باشد . حسابهای اسمی ، شامل حسابهای درآمد و هزینه است که در تهیه صورت سود و زیان مورد استفاده قرار می گیرد در نتیجه می تواند ، به عنوان حسابهای فرعی حقوق صاحبان سرمایه به حساب آید .

طبقه بندی حسابها به حسابهای دائمی و موقتی

حسابهای دائمی که مانده آنها از یک دوره مالی به دوره مالی بعد انتقال می یابد مانند حسابهای دارایی ، بدهی و حقوق صاحبان سرمایه و حسابهای موقتی که در پایان دوره مالی بسته می شوند مانند حسابهای درآمد و هزینه .

طبقه بندی حسابها به حسابهای حقیقی ، شخصی و اسمی

حسابهای حقیقی شامل حسابهای دارایی ( به استثنای حسابهای دریافتنی ) . حسابهای شخصی شامل حسابهای دریافتنی ، حسابهای پرداختنی و حساب سرمایه و حسابهای اسمی که همان حسابهای موقتی و مربوط به حسابهای درآمد و هزینه می باشند.

 

 

هزینه های سرمایه ای

هر زمان که ما هزینه ای را ایجاد می کنیم که برای ما یک جریان سود نقدی برای بیشتر از یکسال ایجاد میکند این را هزینه های سرمایه ای می گوییم. که بطور مثال می تواند شامل خرید یک تجهیزات جدید ، گسترش تاسیسات تولیدی ، خریدن یک شرکت دیگر، بدست آوردن فن آوریهای جدید ، شروع و دسترسی به یک تحقیق و گسترش برنامه ها و امثال اینها . هزینه های سرمایه ای غالبا مخارج زیادی را به منظور بدست آوردن منافع آتی یا ارزش آینده متحمل شرکت می کند.بعلاوه یک بار به کار بردن هزینه های سرمایه ای به دلیل فرسوده شدن مشکل است. بنابراین ما به تجزیه و تحلیل دقیق و پیشنهادات ارزیابی هزینه های سرمایه ای نیازمندیم.

سه مرحله از تجزیه و تحلیل بودجه بندی سرمایه ای

تجزیه وتحلیل هزینه های سرمایه ای فرآیندی است که منجر می شود به اینکه ما چقدر برای دارائیهای سرمایه ای ، سرمایه گذاری کنیم. یعنی دارائیهایی که باعث فرآیند جریان منفعت و وجه نقد برای بیشتر از یکسال می شوند. ما سعی می کنیم که به سوال زیر پاسخ دهیم :

-  آیا منافع آتی این پروژه به مقداری زیاد است تا سرمایه ای را که درگیر می کنیم پوشش دهد؟
سابقا گفته می شد که صرف پول امروز تعیین می کند که چقدر در فردا (آینده) داریم.از اینرو ما بر ارزش کنونی تمرکز می کنیم تا بتوانیم درک کنیم که هزینه امروز چه میزان به ارزشهای آینده اعتبار دارد. یک روش معمول برای متصور شدن ارزش فعلی یک پروژه، روش تنزیل جریانات نقدی یا DCF می باشد. به هر حال ما می آموزیم که این روش برای ارزیابی صحیح یک پروژه ،خیلی سطح است. سه مرحله در تجزیه و تحلیل بودجه بندی سرمایه ای شامل موارد زیر است:
تجزیه و تحلیل تصمیم  در مورد شناسایی ساختار

انتخاب روش قیمت گذاری برای برقراری ارتباط  با شرایط

تنزیل جریانات نقدی به منظور اتخاذ تصمیمات سرمایه گذاری

مرحله اول : تجزیه و تحلیل تصمیم

تصمیم گیری در امروزبرای آینده، به دلیل عدم اطمینان و خطاهای تخمینی بسیار پیچیده است. بعلاوه بیشتر پروژه های سرمایه ای شامل درگیری متغیرهای فراوان و خروجی ها می باشد. برای  مثال،برآورد جریانات نقدی یک پروژه با نیازمندیهای سرمایه ای، احتمال خطر پروژه، قوانین مالیاتی، نرخ تورم مورد انتظار و ارزشهای در اختیار و در دسترس، مرتبط می شود. ما می دانیم که برای درآمدهای پیش بینی شده پروژه ها بازارهایی وجود دارد ،و  پیچیدگی و فشار ناشی ازدارائیهای رقابتی و عمر مفید یک پروژه وجود دارد. اگر پروژه سرمایه ای ما، درگیر با تولید باشد، درک می کنیم که بعلاوه هزینه های تولید، سربار، بکارگیری استعدادها و نیروی انسانی و هزینه های شروع یک پروژه و اول دوره را نیز داریم.  در نتیجه ما نمی توانیم با تصوری ساده و سطحی از ارقام ناشی از تنزیل جریانات نقدی ، پروژه های سرمایه ای را مدیریت کنیم. ابتدا ما باید ببینیم تصمیم گیریها کامل بوده و متغیرهای وابسته به دارائیها و خروجی ها با سلسله مراتب منظم صورت گرفته است.

 بنابراین قدم اولیه ما در بودجه بندی سرمایه ای کسب آگاهی در مورد پروژه و سازماندهی در قالب مسیر تصمیم گیری است.ما می توانیم از نرم افرارهایی مثل Expert Choice یا Decision Pro استفاده کنیم، این نرم افزارها به ما کمک می کنند تا بتوانیم اقدامات لازم جهت تصمیم گیری را انجام دهیم.

مرحله 2 : انتخاب روش قیمت گذاری

عدم اطمینان نسبت به یک پروژه به دلیل کاهش آگاهی و انجام کار در سطح وسیعی از اقدامات و تصمیمات می باشد. قدم دوم در این فرآیند، رسیدگی به همه گزینه ها یا انتخابهایی است که در مورد یک پروژه داریم. بنابراین ما قبل از شروع فرآیند تنزیل جریانات نقدی ، به دلیل مدیریت تغییرات غیر منتظره ، ما نیاز به فراهم کردن یک سری منظم از انتخابها در مورد یک پروژه داریم.

در مدیریت مالی ، رسیدگی به انتخاب بین پروژه های سرمایه ای ، تجزیه و تحلیل مطالبات موکول به آینده یا انتخاب روش قیمت گذاری نامیده می شود. بعنوان مثال، تصور کنید که می خواهید از بین دو دیگ بخار برای کارخانه خود ، یکی را انتخاب کنید، برای دیگ بخار A از نفت و برای دیگ بخار B میتوان از نفت یا گاز طبیعی استفاده کرد. بر مبنای روش سنتی بودجه بندی سرمایه ای، کم هزینه ترین دیگ بخار که همان دیگ بخار A است، انتخاب می شود. هر چند اگر ماقیمت دیگ بخار B را بررسی کنیم و انتخاب کنیم ، می تواند انتخاب بهتری باشد ،زیرا در اینصورت می توانیم انتخاب کنیم که از چه سوختی استفاده کنیم. تصور کنید پیش بینی کنیم که قیمت نفت در 5 سال آینده افزایش پیدا می کند. در نتیجه هزینه های عملیاتی دیگ بخار A افزایش می یابد، اما در مورد دیگ بخار B می توان از یک سوخت جایگزین دوم برای کنترل بهتر هزینه های عملیاتی استفاده کرد.در نتیجه ما می خواهیم دارائیها را از پروژه های سرمایه ای انتخاب کنیم.

روش قیمت گذاری باعث تشخیص ارزش افزوده یک پروژه می شود، زیرا از روشهای مشابه قابل انعطاف تر است. این انعطاف به ما کمک می کند تا پروژه های سرمایه ای را مدیریت کنیم و از اینرو نقص به رسمیت شناختن انتخاب ارزشها می تواتد از یک پروژه بدون ارزیابی منتج شود.

مرحله 3: جریانات نقدی تنزیل شده

ما در دو مرحله از تجزیه و تحلیل بوجه بندی سرمایه گذاری را تمام کردیم: 1) ساخت و سازماندهی بین  دانسته ها درفرآیند تصمیم گیری 2) شناخت و ساختار انتخابهای خود در پروژه های سرمایه ای. حالا می توانیم یک تصمیم در مورد سرمایه گذاری بر مینای جریانات نقدی تنزیل شده اتخاذ نماییم.

بر خلاف حسابداری، مدیریت مالی مرتبط می شود با ارزشهای امروز دارائیها یعنی ارزش کنونی یا جاری. از آنجایی که پروژه های سرمایه ای باعث سودآوری در آینده می شوند و چون می خواهیم ارزش جاری یک پروژه را تعیین کنیم، باید جریانات وجوه نقد آینده یک پروژه را به ارزش فعلی تنزیل نماییم.

تنزیل توجه دارد به گرفتن یک مبلغ در آینده و پیدا کردن و اندازه گیری این مبلغ در امروز. ارزش آتی به خاطر ارزش زمانی پول، با ارزش فعلی متفاوت است. مدیریت مالی ارزش زمانی پول را شناسایی کرده و آن را در نظر می گیرد به دلیل:

1-   تورم ، ارزشها را در طول زمان کاهش می دهد. یعنی 1000دلار در 5 سال آینده ارزش کمتری از 1000 دلار در امروز دارد و این بخاطر افزایش سطح قیمتها می باشد.(تورم)

2-   عدم اطمینان به آینده، یعنی فکر می کنیم که اگر 1000 دلار را در 5 سال آینده بجای امروز دریافت کنیم ممکن است دستخوش اتفاقاتی در طول این مدت بشویم.

3-   هزینه فرصت پول، 1000دلار امروز ارزش بیشتری دارد از این مبلغ در 5 سال آینده، به این دلیل که میتوانیم این مبلغ را سرمایه گذاری کرده و سودآوری داشته باشیم.

ارزشهای جاری با استناد به جداول محاسبه می شود و یا می توانیم از ماشین حساب و یا صورتهای منتشر شده برای محاسبه تنزیل استفاده کنیم. برای نرخ تنزیل از هزینه های فرصت سرمایه گذاری استفاده می شود، یعنی نرخ عوایدی که ما نیاز داریم و از سایر پروژه ها با احتمال خطر مشابه می توانیم بدست آوریم.

سرمایه ، محمدعلی آذری نیا: در بازارهای مالی انواع سهام و نیز اوراق قرضه کالاها و... برای سرمایه گذاری آنها وجود دارد. انتخاب ترکیب صحیح از این ابزارهای سرمایه گذاری گاه دشوار است اما برای کاهش ریسک سبد دارایی ها و مصون ماندن از افت و خیزهای بازار داشتن استراتژی درست در این زمینه یک ضرورت محسوب می شود. کارشناسان مالی معتقدند گنجاندن سهام در سبد دارایی و صرف نظر کردن از دیگر ابزارها اشتباه است. البته هنگام انتخاب انواع ابزارهای سرمایه گذاری باید از مشاوره کارشناسان استفاده شود و سرمایه گذار نیز بر مبنای اهدافی که از فعالیت در بازار دارد و شرایط خاص خود نظیر سن و میزان سود مورد نیاز به تصمیم گیری اقدام کند. در مقاله حاضر به چند مورد مهم درباره تخصیص دارایی ها اشاره می شود.

بقیه در ادامه مطلب

...  ادامه

تخصیص دارایی ها چیست

کارشناسان تعاریف مختلفی درباره تخصیص دارایی ها مطرح کرده اند اما یکی از بهترین این تعاریف این است که تخصیص دارایی ها شیوه یا تکنیکی برای تشکیل سبد دارایی است که هدف از آن متوازن کردن ریسک این سبد و متنوع کردن محتویات آن از طریق تقسیم دارایی بین ابزارهای مختلف نظیر سهام، اوراق قرضه دولتی، اوراق قرضه شرکت ها و... است. هر یک از این ابزارهای سرمایه گذاری ریسک و سود خاص خود را دارد به همین سبب تاثیرات آن بر سبد دارایی با گذشت زمان تغییر می کند. برای مثال در حالی که یکی از ابزارها با افزایش ارزش مواجه می شود دیگری ممکن است با کاهش ارزش روبه رو شود یا هیچ تغییر محسوسی نکند. اکثریت قریب به اتفاق کارشناسان تنوع در سبد دارایی ها را بسیار ضروری می دانند و آن را مانعی در برابر ریسک بازار قلمداد می کنند. در حقیقت از دید متخصصان سرمایه گذاری تصمیم گیری درباره شیوه تنوع بخشیدن به دارایی های مالی از مهم ترین تصمیم هایی است که هر فرد برای فعالیت موفق و بلندمدت باید اتخاذ کند. به عبارت دیگر انتخاب نوع سهام یا اوراق قرضه نسبت به شیوه تخصیص منابع مالی از درجه دوم اهمیت برخوردار است. بدین معنا که سرمایه گذارها ابتدا باید درباره شیوه متنوع کردن سبد دارایی های خود تصمیم بگیرند سپس به انتخاب نوع سهام و اوراق قرضه بپردازند.

در اینجا باید تاکید شود که هیچ روش ساده ای برای تشخیص بهترین ساختار برای سبد دارایی ها وجود ندارد که بتوان آن را برای همه سرمایه گذارها پیشنهاد کرد. با این حال مبناهایی وجود دارد که سرمایه گذار با توجه به آنها راحت تر و دقیق تر می تواند دارایی های خود را به خرید انواع ابزارهای سرمایه گذاری اختصاص دهد.

ریسک در برابر سود

توازن بر میزان ریسک و سودی که سرمایه گذار می پذیرد، مهم ترین معیار برای تشخیص نحوه تخصیص دارایی های خود در سبد دارایی است. تمام سرمایه گذارها مایلند بالاترین میزان سود و پایین ترین میزان ریسک را در سبد دارایی خود داشته باشند اما صرفاً با انتخاب سهام پرسود نمی توانند به هر دو هدف دست پیدا کنند. سقوط های بازار در سال های 1929 ، 1981 ، 1987 و نیز سال 2000 تا 2002 همگی مثال هایی از دورانی هستند که سرمایه گذاری تنها در پرسودترین سهام بهترین برنامه سرمایه گذاری نیست. تمام کسانی که در این سال ها چنین اقدام کردند بخش بزرگی از دارایی های خود را از دست دادند. اکنون زمان مواجه شدن با حقیقت است. در هر سرمایه گذاری احتمال سود و زیان وجود دارد و سرمایه گذاری شما لزوماً بهترین سرمایه گذاری نیست. به علت تغییر شرایط بازار و رفتارهای غیرقابل پیش بینی دیگر فعالان بازار هم احتمال سود و هم احتمال ریسک وجود دارد. عاملی که سرمایه گذارهای حریص را از سرمایه گذارهای موفق و معقول متمایز می کند توانایی گروه دوم در متوازن کردن ریسک و سود سرمایه گذاری هاست.

مسلماً سرمایه گذارهایی که تحمل بالاتری برای ریسک دارند باید بخش بزرگی از دارایی خود را در سهام سرمایه گذاری کنند اما اگر شما جزء آن دسته از سرمایه گذارهایی هستید که نگاهی بلندمدت به بازار مالی ندارید و نمی توانید افت و خیزهای کوتاه مدت بازار را تحمل کنید بهتر است عمدتاً در اوراق قرضه دولتی سرمایه گذاری کنید. این اوراق به سبب داشتن سود تضمین شده حداقل ریسک را دارند اما نرخ سود آنها بسیار پایین تر از سهام است.

 

صرفاً به نرم افزارهای مالی تکیه نکنید

نرم افزارهای برنامه ریزی مالی و تحقیقاتی که از سوی مشاوران مالی و شرکت های سرمایه گذاری ارائه می شوند سودمندتر هستند اما هرگز نباید برای تصمیم گیری های خود در زمینه تنوع سبد دارایی صرفاً به آنها تکیه کنید. هیچ برنامه از پیش تنظیم شده ای لزوماً برای شخص شما مناسب نیست. برای مثال یکی از روش های رایج در تخصیص دارایی ها به ابزارهای مختلف سرمایه گذاری به این شرح است. سن خود را از عدد 100 کم کنید. به عبارت دیگر اگر 35 سال دارید باید 65 درصد دارایی خود را صرف خرید سهام کنید و 35 درصد باقیمانده را به خرید اوراق قرضه اختصاص دهید.

اما در این روش و روش های مشابه دیگر اطلاعات مهم نظیر اینکه آیا شما زن یا مرد هستید، ازدواج کرده اید یا نه، آیا فرزند دارید و... در نظر گرفته نمی شود در حالی که هر یک از این شرایط در برنامه سرمایه گذاری شما موثر است. برای مثال مرد 35 ساله متاهلی که دارای فرزند است ریسک پذیری کمتری دارد و نباید 65 درصد دارایی خود را در سهام سرمایه گذاری کند. همچنین تحقیقات نشان می دهد بسیاری از این برنامه های از پیش نوشته شده اهداف مالی سرمایه گذار مدنظر قرار نگرفته است. به یاد داشته باشید که نهادهای مالی و شرکت های سرمایه گذاری مایلند شما را به یک برنامه از پیش موجود پایبند کنند نه به این دلیل که برنامه یاد شده بهترین برنامه برای شماست. بلکه به آن علت که این شرکت ها اینگونه راحت تر هستند. کارشناسان معتقدند نرم افزارهای مالی و برنامه های از پیش موجود صرفاً تا اندازه ای سرمایه گذار را راهنمایی می کنند. متناسب سازی برنامه ها با شخص شما روندی جداگانه است و باید به دقت انجام شود.

اهداف بلندمدت و کوتاه مدت خود را معین کنید.

همه سرمایه گذارها اهدافی دارند و ضروری است هنگام تخصیص منابع مالی خود به انواع سرمایه گذارها این اهداف را مد نظر قرار دهید. شما در این حالت است که ترکیب صحیح از دارایی ها را در سبد دارایی های خود خواهید داشت. برای مثال اگر هدف اصلی شما داشتن پول کافی برای گذراندن دوران بازنشستگی است که 20 سال بعد آغاز می شود لزومی ندارد نگران افت وخیز های کوتاه مدت قیمت سهام در بازار باشید زیرا روند کلی و بلند مدت قیمت ها صعودی است اما اگر فرزندی دارید که طی دو سال آینده وارد دانشگاه خواهد شد مسلماً باید ترتیب دارایی های خود را طوری تنظیم کنید که دو سال بعد سود سرمایه گذاری شما برای این منظور کافی باشد.

زمان بهترین دوست شماست

وزارت کار آمریکا در گزارش های خود آورده است هر 10 سال که سرمایه گذاری برای دوران بازنشستگی را عقب می اندازید باید هر ماه سه برابر بیشتر سرمایه گذاری کنید تا به هدف اولیه دست یابید. داشتن زمانی کافی نه تنها به شما اجازه می دهد از ارزش زمانی پول استفاده کنید بلکه بهتر و دقیق تر می توانید ساختار سرمایه گذاری خود را تعیین کرده و توازن مورد نیاز را بین ریسک و سود برقرار کنید.

وارد عمل شوید

هنگامی که درباره ترکیب مناسب سبد دارایی های خود به نتیجه مورد نظر رسیدید و دقیقاً مشخص کردید چه میزان از سرمایه خود را باید به خرید سهام، اوراق قرضه و دیگر سرمایه گذاری ها اختصاص دهید زمان عمل و اقدام فرا رسیده است. مرحله نخست این است که سبد دارایی کنونی خود را مورد بررسی قرار دهید. تعیین سهم سهام و اوراق قرضه در سبد دارایی ها آسان است اما به یاد داشته باشید حتماً درباره نوع سهامی که در اختیار دارید نیز بررسی هایی انجام دهید زیرا تمام انواع سهام دارای یک میزان ریسک و سود نیستند. اوراق قرضه خود را نیز باید بر مبنای سررسیدشان طبقه بندی کنید.

برای تخصیص دارایی ها هیچ فرمول استانداردی وجود ندارد. هر سرمایه گذار به روش و راه حل خاص خود نیاز دارد. همچنین اگر افق بلندمدت را برای فعالیت های مالی خود در نظر نگرفته اید نگران نباشید. هر زمان که اصلاح ساختار سبد دارایی های خود را آغاز کنید از فواید آن بهره مند خواهید شد. نکته مهم دیگر اینکه شما در طول عمر سرمایه گذاری خود باید بارها به تغییر ترکیب سبد دارایی هایتان اقدام کنید.


ادامه مطلب
[ پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1392 ] [ 10:9 ] [ ولی جهانشاهی ]

یادگیری کلی و جزئی

شاید یکی از اصول یادگیری که کلیت آن از همه کمتر است ، یادگیری کلی در مقایسه با یادگیری جزئی است . در یادگیری جزئی فرد در یک لحظه خاص کوشش خود را متمرکز یادگیری یک قسمت از مطلب یا یک جنبه از مهارت می کند . برای این منظور او قسمتهای مختلف مطلب را جداگانه یاد می گیرد و سپس عادات جداگانه یاد می گیرد و سپس عادات جداگانه را چنان با هم ترکیب می کند تا بتواند کار را بطور کلی انجام دهد . از طرف دیگر ، فرد رد روش یادگیری بدون اینکه بطور جداگانه توجه خود را به فعالیتهای جزئی یا فرعی معطوف کند ، کوشش خود را متوجه همه مطلب یا کار می کند .

در این زمینه خاص تحقیقات وسیعی در آزمایشگاه ، کلاس درس و ماشین های صنعتی شده است تا معین شود که اثر نسبی یادگیری جزئی ،کلی و ترکیب این دو روش چه میزان است .

این فعالیتها شامل کارهای مختلف مثل یادگیری ماز ، به یاد سپردن مواد کلامی و غیره بوده است . مطالعاتی که با مازها انجام گرفته ، از آزمودنی هائی مثل موش ها ، کودکان و بزرگسالان استفاده شده است . در آزمایشهای دیگر از دانشجویان مرد دانشگاه ، کمک گرفته اند . در این مطالعات از کودکان و بزرگسالان خواسته شد تا مواد کلامی را به هر دو طریق یاد بگیرند .

در مطالعاتی که با مازها انجام گرفته ، روش کلی به قرار زیل بوده  است : ماز را به دو یا به چهار قسمت تقسیم می کنند . وقتی آزمودنی  به انتهای یک قسمت می رسد ، وارد قسمت دوم می شود . در این آزمایش یک گروه ابتدا قسمت اول و سپس  دوم ، سوم و بالاخره قسمت چهارم را یاد می گیرد . سپس آموزش بیشتری به این گروه داده می شود و این بار آزمودنی ها به معیار یادگیری برسند و بتوانند سه بار پیاپی و بدون خطا از ماز بگذرند ، ادامه پیدا می کند . به گروه دوم که از هر نظر با گروه اول قابل مقایسه و یکسان است ، از آغاز یاد می دهند که ماز را یکبار طی کند . ضمنا در این آزمایش می توان از گروه سومی استفاده کرد و افراد آن گروه را واداشت تا همین ماز را به روش « یادگیری جزئی متوالی  [1]» یاد بگیرند . طی این روش افراد گروه سوم ابتدا قسمت اول را یاد می گیرند و سپس قسمت اول و دوم را با هم یاد می گیرند . بعد از اینکه عامل یادگیری تا این حد انجام گرفت ، آزمودنی های قسمت اول ،دوم و سوم را بعنوان یک واحد اصلی طی می کنند و بالاخره یکبار از همه قسمتهای ماز می گذرند2 .

وقتی از مواد کلامی استفاده می شود ، همین روش را در پیش می گیریم . یعنی اشعار یا قسمتهای دیگری از یک شعر بطور جداگانه یا کلی یاد گرفته شود . ضمنا می توان از « روش جزئی متوالی » نیز برای یادگیری مواد کلامی استفاده کرد3 .

در یکی از مطالعاتی که در زمینه « ردیابی » انجام گرفت ، کار مورد نظر سه بعدی بود4.

در این آزمایش سه کنتور بود که جهت حرکت هر یک از آنها با یادگیری ، مغایرت داشت . کار آزمودنی آن بود که هر یک از عقربه ها را رد نقطه صفر نگه دارد . آزمودنی ها این عمل را بوسیله حرکت دادن یک اهرم بطرف چپ ، راست ، جلو ، عقب در جهت عقربه ساعت یا بر خلاف جهت عقربه ساعت ، انجام می دادند . در این آزمایش نیز آزمودنی باید انجام این اعمال را بطور جداگانه یا الگوی کنترل را از آغاز بطور کلی و یکباره ، یاد بگیرد . ضمنا آزمودنی ناگزیر بود همان اعمال را زا طریق «روش جزئی متوالی » یاد بگیرد . در این آزمایش مؤثر بودن یک روش یادگیری از طریق انتقال یک مهارت به کارهایی که از نظر پیچیده بودن درجات خاصی دارد ، انجام می گیرد . در این مطالعه خاص ، نتایج یادگیری کلی و یادگیری با روش جزئی متوالی ، بهتر از روش یادگیری جزئی صرف بود .

از تحقیقاتی که در زمینه سه نوع یادگیری ، جزئی ، کلی و ترکیبی از آنها انجام گرفته ، نتیجه قطعی که بتوان گفت روش کلی ، جزئی یا ترکیب جزئی و کلی بیشتر به صرفه است یا بتوان این نتیجه را تعمیم داد ، بدست نیامده است . حتی با همین مواد و مطالب همه نتایجی که بدست آمده به نفع روش خاصی نبوده است . یکی از بهترین توضیحاتی که درباره نتیجه کلی این تحقیق داده شده ، مربوط به « وودورث1 » و « شلوزبرگ2 » می باشد که در کتاب « روانشناسی تجربی3» مورد بحث قرار گرفته است . در این کتاب گفته شده است که :

« نتیجه همه مطالعات تجربی که در زمینه یادگیری کلی و جزئی انجام گرفته ، چیزی شبیه به این است که : روش یادگیری جزئی برای یادگیرنده آسانتر است و اگر فرد کارش را با یادگیری اجزاء شروع کند ، بهتر می تواند با کار سازگار شود . ولی فرد متوجه می شود که اگر بخواهد اجزاء یا قسمتهای یادگرفته شده را با یکدیگر مربوط کند ، احتیاج به کار اضافی بیشتری دارد . اگر فرد کار را با یادگرفتن اجزاء شروع کند ، در پایان ممکن است در زمان و نیروی خود صرفه جوئی کند یا در زمان و نیروی او صرفه جوئی نشود و این امر به میزان کل مطلب یا درس و فن و نیز حوصله آزمودنی بستگی دارد . ضمنا باید دانست که در موقعیتهای عملی بهتر دانست که مطلب را با کل شروع کنیم ولی هرگاه به نقطه یا مطلب مشکلی برخوردیم ، به آن توجه بیشتری کنیم1 » .

 

چگونه یادگیری واقع می شود ؟

پاسخ به این سئوال ممکن است کاملا به این مطلب بستگی داشته باشد که « چه » یاد گرفته می شود . روانشناسانی که معتقدند اساسا فقط یک نوع یادگیری وجود دارد ، کسانی هستند که مانند « پاولف » بر این عقیده تاکید می کنند که یادگیری در اصل همان توسعه ارتباط بین محرک و پاسخ است که در بحث از کسب پاسخ شرطی درباره آن بحث کردیم .البته آنچه گفته شد توصیف نسبتا ساده ای می باشد . همانطور که در آغاز این بحث گفتیم ، این دسته از روانشناسان را اصطلاحا « پیرامون نگر2 » می گویند . به عبارت دیگر ، باید گفت این نظریه بر جنبه های خارجی فرایند یادگیری  ، مثل واکنشهای عضلانی که بوسیله محرکهای حسی ایجاد شده است ، تاکید می کند . این نظریه نقش احتمالی سیستم عصبی مرکزی را در کنترل رفتار یادگرفته شده – یاهمان جنبه ای را که روانشناسان معروف به « مرکز نگر 3» نسبت به آن تاکید می کنند – قبول ندارد .

بنابراین وقتی می بینیم « مرکز نگرها » نسبت به بینش فهم ، « نقشه های شناختی » و انتظار تاکید خاص می کنند ، نباید تعجب کنیم . اینها فرآیندهای پیچیده ای هستند که در ایجاد آنها سیستم عصبی مرکزی و مخصوصا مغز دخالت می کند . ضمنا روانشناسانی که به این نظریه معتقدند ، همان هائی هستند که به بیش از یک نوع فرآیند یادگیری اعتقاد دارند .

به نظر آن دسته  از روانشناسانی که به آنها اصطلاحا « پیرامون نگر » گفته می شود ، اساسا یک نوع فرآیند یادگریری وجود دارد و آن نیز ، « رشد روابط بین S – R ( محرک – پاسخ ) است . از طرف دیگر ، « مرکز نگرها » این نوع یادگیری را فقط یک نوع یادگیری و در واقع ، ساده ترین نوع یادگیری می دانند .

« تالمن1 » معتقد است که لااقل شش نوع یادگیری وجود دارد و شرطی شدن فقط یکی از انواع شش گانه یادگیری است2 . ولی اکنون چنین به نظر می رسد که واقعا دو نوع شرطی شدن ، « کلاسیک » و « عامل » وجود دارد که درباره هریک باید توضیح کافی داده شود3 . بنابراین دیده می شود که در این مورد خاص بین روانشانسان توافق کاملی وجود ندارد .

تئوری « هال » شاید بتوان گفت معرفترین تئوری در مورد اینکه یادگیری چگونه رخ می دهد ، مربوط به پروفسور « کلارک هال1 » فقید باشد  ( شکل 4-12  ) 2.طبق این نظریه اساسا یک نوع یادگیری وجود دارد . « هال » درباره یادگیری و رفتار ، تئوری ای ارائه داده که منطقی است و بخوبی سازمان یافته و نیز کاملا قابل فهم است . « هال » در نظریه خود این امر را مسلم فرض کرده که یادگیری مستلزم تحصیل تداعی ها یا پیوستگی های پاسخ – محرک است . « هال » معتقد است که وقتی کشف کردیم چگونه پاسخهای یاد گرفته شده ، با محرکهائی که آنها را بوجود آورده اند ، پیوسته می شوند ، شاید قادر باشیم این دانش یا اطلاع را طوری بسط بدهیم که هر نوع یادگیری را ، هر اندازه که پیچیده باشد ، در بر بگیرد . برای مثال « دانش3 » ما مستلزم پاسخ های پیچیده  آموخته شده مکانیزم های مغزی ، نسبت به محرکهای مربوط داخلی یا خارجی  است.

« تئوری هال » بسیار مفصل و پیچیده است ، به همین دلیل نمی توان در این کتاب که جنبه مقدماتی دارد ، درباره آن بحث کرد . ولی برای اینکه دانشجویان با اساس این نظریه آشنا شوند ، بعضی از جنبه های اصلی آن را بطور خلاصه مورد بحث قرار می دهیم :

« تکرار پیوستگی » یا ارتباط های موجود بین محرک و پاسخ ، تحت شرایطی که در آن سائق های موبرط موجود زنده از طریق فعالیتهای او کاهش پیدا می کند ، بتدریج باعث تقویت پیوستگی S-R می شود1 .

4-12 : پرفسور کلارک هال (1884-1952) : منحنی ای که قسمتی از آن روی تخته سیاه دیده می شود نشان دهنده کوششهای پروفسور « کلارک هال  » برای بدست آوردن اطلاعات کمی و استفاده ریاضی از این اطلاعات است . در این نمودار دیده می شود که پتانسیل واکنش (sEr)  درنتیجه آزمایش برای خاموشی کمتر می شود . منظور ( sEr) « نیروی تمایل نسبت به پاسخ دادن » است که خود علاوه بر سایر عوامل ، نتیجه نیروی عادت (sHr) و سائق(D) است . ساده ترین بیان این همبستگی بوسیله معادله ( sEr = DxsHr ) نشان داده شده است .

تقویت ممکن است اولیه ( مثل سائق گرسنگی کاهش پیدا کند ) یا ثانوی ( مثل وقتی که موقعیت محرک که همراه با سائق آمده و باعث کاهش آن شده است ، خود بعنوان  یک داعیه عمل کند ) باشد2 .

در پاسخ این سئوال که ، « موجود زنده چه یاد می گیرد؟ » ، « هال » می گوید که موجود زنده ، روابط بین (S-R) « یا دریافت کننده – پاسخ دهنده ) را یاد می گیرد . بعبارت دیگر موجود زنده یاد می گیرد  به محرکهائی که از طریق آموزش مؤثر شده اند ، پاسخ دهد . در پاسخ دیگر که « چگونه موجود زنده یاد می گیرد ؟»  ، « هال » پاسخ می دهد که موجود زنده از طریق جمع شدن تدریجی نیروی عادت ، یاد می گیرد .

تئوری هال در مورد یادگیری از جهات مختلف از نظریه های دیگر ، قابل فهم تر است و در مورد آن نیز تحقیق بسیار انجام شده است . « هال » خود تشخیص داد که باید بعضی از جنبه های نظریه اش اصلاح شود و این اصطلاحات بیشتر بوسیله « پروفسور کنت اسپنس1» انجام شده و به همین دلیل گاهی به آن « تئوری هال – اسپنس2 » می گویند3 .

نظریه مجاورت4 : یکی از مهمترین تفاوتهائی که بین کوشش ، « هال » برای تشریح اینکه چگونه یادگیری رخ می دهد و کوشش های نظیر آن که بوسیله روانشناسان دیگر انجام شده است ، مربوط به نقشی است که به « تقویت » نسبت داده می شود . همانطور که قبلا دیدیم تقویت ( اولیه یا ثانوی ) را یکی از عوامل یا شرایط اصلی در یادگیری می دانند . طبق این نظریه هیچ نوع یادگیری بدون تقویت انجام نمی گیرد .ولی طبق نظریه های مخالف آن گفته می شود که هرچند تقویت در استفاده مؤثر از آنچه یادگرفته شده اهمیت بسیار دارد ، ولی برای کسب فرآیند یادگیری الزامی نیست .

مثلا « گوتری1 » گفت که مجاورت S-R  ( وقوع همزمان یا تقریبا همزمان یک محرک یا پاسخ ) برای ایجاد یک تداعی کافی است2 . در واقع باید گفت بعضی از نتایج تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده نیز تا حدودی چنین مطلبی را ، خاصه وقتی تحصیل تداعی های نسبتا ساده در کار کار بوده است ، تائید می کند . ما قبلا درباره بعضی از این نتایج صحبت کرده ایم و درباره « شرطی کردن قبلی حسی3 » ، « شرطی کردن در اثر مجاورت4 » ، « یادگیری ضمنی5 » توضیح داده ایم . گاهی یادگیری از طریق یکبار آزمایش رخ می دهد ودر این مورد گوئی آنچه که برای ایجاد همبستگی یا تداعی S-R لازم می باشد ، از طریق مجاورت محض RوS به وقوع پیوسته است . ضمنا در شرایطی که نشان میداد تنها مجاورت مؤثر بوده است ، تداعی بین واحدهای کلامی ( کلمات ، هجاهای بی معنی ) ایجاد شده است .

در آزمایش دیگر نشان داده شده است ، تداعی که به نظر می رسد صرفا به واسطه مجاورت ایجاد شده است ، دارای جریانات ( نهائی) انگیزشی ظریفی بودهاست . به این طریق ، در پایان آزمایشی که بر روی « تداعی بوسیله مجاورت » انجام شده ، محققان اشاره می کنند که وقتی آزمودنی های آنها کلماتی را از طریق تداعی یاد گرفته اند ، از آنها خواسته شده تا « چیزی » را یاد بگیرند و شاید این خود یک انگیزش بوده است1 .

هر چند « تالمن » را نمی توان جزء کسانی دانست که پیرو نظریه « مجاورت » هستند ، معهذا به یادگیری غیر تقویتی معتقد است . به اعتقاد او در آزمایشهائی که در زمینه یادگیری تاخیری انجام گرفته ، دلایلی در تایید نظر او بدست آمده است .

در آزمایشی که در زمینه یادگیری نهائی صورت گرفته است ، سه گروه اول معادل از حیوانات گرسنه را بکار بردند . وقتی یکی از این گروه ها ( گروهی که پاداش دریافت کرده بود ) به محل خروجی ماز می رسید ، به آنها غذا داده شد . گروه دیگر ( گروهی که پاداش دریافت نکرده بود ) نیز تحت همین شرایط یادگیری قرار گرفت ، با این تفاوت که وقتی آزمودنی های این گروه به محل خروج ماز میرسید ند ، پاداشی دریافت نمی کردند و آزمودنی های این گروه در خارج از ماز و گاهی بعد از اینکه یک روز در ماز دویده بودند ، غذا دریافت می کردند .

در این شرایط ، هرچه آزمایشهای روزانه ادامه می یافت ، تعداد خطاهای ( و زمان لازم برای گذشتن از ماز ) گروهی که پاداش دریافت کرده بود ، کمتر می شد.

از طرف دیگر ، گروهی که پاداش دریافت نمی کرد نیز کمی یاد گرفته بود ولی منحنی یادگیری در مورد این گروه طوری بود که تا دهمین آزمایش بالا می رفت و از ان پس در منحنی یادگیری پیشرفتی دید نمی شد . در مورد گروه سوم ، وقتی منحنی یادگیری به این نقطه رسید ، با آزمودنی ها درست مانند گروهی که پاداش دریافت نکرده بود ، رفتار شد . سپس وقتی نوبت یازدهمین آزمایش فرا می رسید ، آزمودنی در محل خروج ماز غذا پیدا می کرد . آنچه در اینجا اتفاق افتاد آن بود که منحنی یادگیری پس از یک یا دو آزمایش به پائین و به سطح منحنی گروهی که از آغاز آزمایش پاداش دریافت کرده بود – یعنی گروهی که دوازده آزمایش با پاداش انجام داده بود – رسید1 .

چنین  پیشرفت ناگهانی این فرض را پیش می آورد که حیوانات اطلاعاتی را بدست آورده اند که تا وقتی ( بعد از دهمین روز ) استفاده از آن برای آنها مفید نباشد ، آنرا مورد استفاده قرار نمی دهد . این مطلب که حیوانات این اطلاعات را بدون تقویت ، یعنی بدون وجود غذا بدست آورده اند ، آشکار است . ولی درباره منابع احتمالی دیگر تقویت چه می دانیم ؟

ممکن است در موقعیت کلی ماز بعضی شرایط تقویت کننده وجود داشته باشد . اگر حیوان دارای سائق اکتشاف ( کنجکاوی ) باشد ، در اینصورت ارضای این سائق خود یک نوع تقویت است . ضمنا وقتی آزمونی را از ماز خارج و آنرا به قفس خودش می بریم ، ممکن است خود نوعی تقویت باشد . ضمنا ممکن است ایجاد هر نوع ممانعت حیوان برای دویدن ، مثل وقتی حیوان موقع پیشروی بهکوره راه بن بست برمی خورد ، خود یک نوع تقویت منفی باشد . ضمنا ممکن است این واقعیت که ، « حیوانات گرسنه ای که پاداشی دریافت نکرده اند ، تا حدودی در یادگیری پیشرفت نشان می دهند » ، به همین دلیل و نیز بخاطر آن باشد که این آزمودنی ها درباره اینکه ، « کدام راه منجر به کجا می شود » ، اطلاعاتی بدست می آورند و سپس وقتی با دادن غذا به آنها پاداش می دهیم ، این اطلاعات را بکار ببرند .

بنابراین می بینیم که پدیده یادگیری نهائی دلیل روشنی مبنی بر یادگیری غیر تقویتی بدست نمی دهد . اگر یادگیری بتواند وجود هیچ نوع تقویت انجام گیرد ، در اینصورت دلیلی برای قبول این عقیده که « مجاورت شرط لازم برای یادگیری یا لااقل شرط لازم برای کسب اطلاعات است ،  بدست خواهد آمد . بنابر آنچه گفته شد ، ممکن است خواننده چنین نتیجه بگیرد که وقتی آزمودنی در کوره راههای ماز سرگردان است ، تصادفا بعضی موقعیتها و اوضاع و احوال خاصی محرک ( و همبستگی یا تداعی بین اینها و پاسخ هائی که به آنها داده می شود ) را متوجه شود و این اطلاعات را بصورت قابل استفاده ای در ذهن نگه دارد و این عمل را ، حتی اگر در همان موقع دلیلی برای انجام آن نداشته باشد ، انجام دهد .

مجاورت برای یادگیری لازم است و در هیچیک از نشریه ها در این مورد تردیدی وجود ندارد . ولی تنها اختلاف نظر در این است که آیا مجاورت برای یادگیری به تنهائی و بدون تقویت کافی است ؟ ، از آنچه تا کنون  گفته ایم اینچنین به نظر می آید که ممکن است مجاورت برای یادگیری نسبتا ساده مثل شرطی کردن در اثر مجاورت کافی باشد ولی یادگیری در سطوح بالاتر و پیچیده تر احتیاج به تقویت دارد.

وقتی میخواهیم درباره اینکه چگونه یادگیری رخ می دهد ، بحث کنیم ، احتیاج به نظریه ای کم و بیش متفاوت داریم کخ بنام « نظریه یادگیری ریاضی » است .

نظریه یادگیری ریاضی1 : یکی از نظریه های ریاضی معروف یعنی ، « طرح آماری » که مربوط به « پرفسوراتس2 » است ، با این پیشنهاد شروع می شود که یادگیری بر حسب « احتمال » انجام می گیرد3 .

آنچه که از این نظریه مستفاد می شود آنست که محرکهائی ( یا جنبه هائی از موقعیت یادگیری ) وجود دارد که موجود زنده باید به آنها پاسخ دهد ( به معنی  توجه کردن به آنها ) و دیگر اینکه موجود زنده در آغاز بدون اینکه محرکها را از هم تمیز دهد ، پاسخ می دهد . در این موقعیت پاسخ های آشکار بسیار است . مثلا در موقعیتی که موش سفید اهرمی را فشار می دهد ، ممکن است کنار قفس را پنجه بزند ، در قفس بدود ، خود را چنگ بزند ، نقاط مختلف قفس را بو کند و غیره . بهرحال « استس » فکر می کند وقوع پاسخ های خاصی در یک موقعیت دارای احتمال خاصی است و دیگر اینکه اگر آموزش آزمودنی بیشتر شود ، احتمال وقوع پاسخهای خاص نیز ، افزایش پیدا می کند 1.

بعلاوه ، « روابط بین احتمال وقوع پاسخ ها و اندازه های پاسخ ها که بطور آزمایشی تعیین شده » ، از طریق بکار بردن تئوری احتمال ، قابل استنتاج است2 .

از نظر تحصیل فرآیند یادگیری نیز فرض بر آنست که در هر آزمایش « همه عوامل محرک موجود زنده آنها را امتحان می کند ، با پاسخی که در آن آزمایش تقویت شده است ، ارتباط پیدا می کند » . حال هرچه آموزش پیش  برود پاسخ تقویت شده ، « دارای احتمال بیشتری می شود3 » و در همان زمان ، « احتمال وقوع پاسخهای دیگر کمتر کاهش پیدا می کند4 » .

هرچند اصطلاح « تقویت » بوسیله « استس » بکار رفته است ، ولی نظریه او لزوما مبتنی بر تقویت نیست ، چه اگر اصل مجاورت اساس کافی برای یادگیری باشد ، در اینصورت اصول نظریه او را به همان نسبت می توان بکار بردند . اگر چنین باشد می توان گفت عوامل محرک موجود زنده آزمایش می کند ( که مثلا مورد توجه قرار می دهد ) با پاسخی که با آنها مجاور است ، متصل می شود( یا ارتباط پیدا می کند ) . البته درباره این نظریه « استس » را نشان می دهد . نظریه « استس » از بعضی از جهات با نظریه « هال » که یادگیری را بعنوان قوی شدن تدریجی رابطه بین (R ,S ) می داند ، تفاوت قابل توجهی ندارد و هر دو نظریه قادر به پیش بینی شکل منحنی یادگیری مربوط به عادات نسبتا ساده می باشند .

وجود نظریه آماری یادگیری باعث تشویق بعضی از محققانی که معتقد به « یادگیری احتمالی » هستند ، شده و تحقیقات آنها نیز منجر به نتایجی گردیده که تا حدی این نظریه را تائید می کند . در هر آزمایشی آزمودنی با موقعیتی روبرو می شود که باید یکی از دو راه را انتخاب کند . شاید در این موقع دو اهرم باشد که آزمودنی باید یکی از آنها را فشار دهد . در این مورد مساله مانند ، « بازی حدس » است که در آن آزمودنی باید تصمیم بگیرد کدام اهرم را فشار دهد . گاهی فشار دادن یک اهرم منجر به پاداش می شود و گاهی نیز فشار دادن اهرم دیگر منجر به پاداش می گردد . اگر تقویت یک اهرم خاص 100 درصد باشد ، در این صورت آزمودنی بزودی آنرا یاد خواهد گرفت و همیشه همان اهرم را فشار خواهد داد . ولی اغلب تقویت کمتر از 100 درصد است . فرض کنید در یک آزمایش یک گروه از آزمودنی ها را انتخاب کنیم و در 70 درصد از موارد ، برای فشار دادن یک اهرم ، پاسخ آزمودنی ها را تقویت کنیم و در 30 درصد از موارد ، پاسخ آزمودنی ها را برای فشار اهرم دیگر ، تقویت کنیم . برای گروه دیگر وقتی یک اهرم را فشار می دهد ، 80 درصد موارد عامل تقویت را دخالت میدهیم و برای فشار اهرم دیگر ، 20 درصد موارد تقویت را همراه م آوریم و به همین ترتیب با احتمالات دیگری که برای تقویت وجود دارد ، عمل می کنیم .طبق نظریه آماری یادگیری ، در اینصورت منحنی یادگیری برای هر گروه به یکی سطح درستی ( صحت ) می رسد که این سطح با سطح مربوط به احتمال تقویت ، برابر است . به این طریق ، درستی نهائی گروهی که 70 درصد موارد تقویت شده است ، به 70 درصد نزدیک خواهد شد و درستی نهائی گروهی که 80 درصد موارد تقویت شده نزدیک 80 درصد و بهمین ترتیب خواهد بود .

آزمایشهای متعددی که با موشهای سفید و آدمی انجام گرفته ، نتایجی به دست داده که پیش بینی های فوق را تائید می کند . ضمنا موقعیتهای آموزشی دیگری نیز وجود دارد که نتایج آن بر خلاف چیزی می باشد که پیش بینی شده است. بنابراین باید انتظار داشته باشیم که این نظریه اصلاح شود و کوشش بعمل آید تا کاربرد کلی آن بیشتر باشد .

بعضی از شرایط اساسی :حال این سئوال باقی می ماند که ببینیم آیا دیگری در هر درجه از پیچیدگی که باشد می توان برای آن یک  اسا مشترک قائل شد و آنرا بوسیله هر نظریه به تنهائی توصیف کرد ؟ اگر اساسا تنها یک نوع یادگیری وجود داشت ، در اینصورت می توانستیم به دنبال یک سری از اصول باشیم که بتوانند هر نوع تحصیل و اکتساب را توصیف کنند . از طرف دیگر اگر اساس فرآیندهای یادگیری با هم متفاوت باشند ، در آن صورت به « مدلی » احتیاج داریم که تا حدی متفاوت باشد و بتواند یادگیری را توصیف کند . در حال حاضر ، چنین به نظر می رسد که نظریه یادگیری به هر صورت که باشد ، باید سه اصل مهم را که عبارتند از : « مجاورت » ، « تقویت » ، « تکرار » ، مورد بررسی قرار دهد .

ما قبلا گفتیم که مجاورت – چه بتواند بخودی خود برای توصیف فرآیند یادگیری کافی باشد و چه نتواند – یکیاز جنبه های « اساسی » یادگیری است . بطور کلی لازمه تقویت ( اولیه یا ثانویه ) برای یادگیری مؤثر ، مسلم فرض می شود . هرچند اگر مواردی از یادگیری را دیده باشیم که بدون تقویت انجام گرفته است ولی ، معمولا برای یادگیری تکرار ( آزمایش ، دوره تمرین ، همراه آوردن R , S ) لازم است . حتی اگر یادگیری گاهی فقط با یکبار کوشش انجام شود ، این نوع یادگیری وقتی انجام می گیرد که محرک شدید ( واضح ) بوده و عواقب مربوط به پاسخ دادن نیز – مثل وقتی کودک یک بخاری داغ را لمس می کند – دردناک باشد . در شرایط و  اوضاع و احوال هیجانی  ، گاهی یک تداعی را در یک لحظه یاد می گیریم . حتی این وضع وقتی که نام شخص را با دیدن چهره او می شنویم ، صادق است . بعلاوه ما ممکن است عملی را فقط از طریق تقلید عمل دیگران و فقط با یکبار دیدن ، یاد بگیریم . این وضع ممکن است وقتی ما اجزاء یک مهارت را یاد می گیریم و فقط احتیاج داریم این مهارت ها را بصورت مجموعه ای بکار بریم ، صادق باشد . ولی میدانیم در بیشتر یادگیری ها تکرار که به آن گاهی اصل « تمرین » یا « تکرار » گفته می شود ، تا حدودی لازم است . منظور از این اصل  آنستکه برای تقویت رابطه بین محرک و پاسخ ، باید موقعیت یادگیری را تکرار محض در یادگیری بی اثر است 1. ما این مطلب را در آزمایشهائی که طی آن می خواستیم بدون اطلاع آزمودنی ها از نتیجه کار ، مهارتی راکسب کنند ، دیده ایم .

بیشتر تحقیقات جاری که در زمینه یادگیری انجام گرفته ، بر نظریه هائی متمرکز بوده که درباره آنها بحث کرده ایم . نتایج مطالعات تجربی کنونی که درباره این مسائل انجام می گیرد ، از نظر کاربرد نه تنها در نظریه یادگیری ، بلکه برای جنبه های مختلف روانشناسی مثل ادراک ، انگیزش ، تفاوتهای فردی ، شخصیت ، و زمینه « روانشناسی کاربردی2 » ، از جمله روانشناسی تربیتی ، اهمیت بسیار دارد .

 

[ پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1392 ] [ 9:26 ] [ ولی جهانشاهی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

امکانات وب
  • هاست
  • تله کام
  • لرستان رود
  • mouse code

    كد ماوس